فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به ترنم در آمدن

تأییدنشده

erschallen فعل

فعل

  • به ترنم در آمدنبه تَرَنُم دَر آمَدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • طنین انداختنتأییدنشده
  • مترنم شدنمُتَرَنِم شُدَنتأییدنشده
  • خنیدنxanidan(of a place: to reverberate with sound or noise)تأییدنشده

دستور زبانِ erschallen

فعل

تلفظ
[ɛɐ̯ˈʃalən]
همهٔ صورت‌ها
  • erschalltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • erschollenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • erschallendمعلوم، irregular، participle، حال
  • erschollenirregular، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • erschallمعلوم، وجه امری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erschalleمعلوم، وجه امری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erschalltمعلوم، وجه امری، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erschalleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، حال، مفرد
  • erschalleمعلوم، اول‌شخص، irregular، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erschallstمعلوم، وجه اخباری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erschallestمعلوم، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erschalltمعلوم، وجه اخباری، irregular، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • erschalleمعلوم، irregular، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • erschalltمعلوم، وجه اخباری، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erschalletمعلوم، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • erschollمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • erschölleمعلوم، اول‌شخص، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erschollstمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • erschöllestمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erschöllstمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erschollمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • erschölleمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • erschollenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع
  • erschöllenمعلوم، اول‌شخص، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • erscholltمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • erschölletمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • erschölltمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • erschollenمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • erschöllenمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • erschallendمعلوم، participle، حال، regular
  • erschalltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، regular
  • erschallمعلوم، وجه امری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • erschalleمعلوم، وجه امری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • erschalltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، regular، دوم‌شخص
  • erschalleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، regular، مفرد
  • erschalleمعلوم، اول‌شخص، حال، regular، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erschallstمعلوم، وجه اخباری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • erschallestمعلوم، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erschalltمعلوم، وجه اخباری، حال، regular، مفرد، سوم‌شخص
  • erschalleمعلوم، حال، regular، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • erschalltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، regular، دوم‌شخص
  • erschalletمعلوم، جمع، حال، regular، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • erschallteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد
  • erschallteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erschalltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • erschalltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، regular، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erschallteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، سوم‌شخص
  • erschallteمعلوم، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • erschalltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular
  • erschalltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، وجه التزامی نوع دوم
  • erschalltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، دوم‌شخص
  • erschalltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • erschalltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، سوم‌شخص
  • erschalltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Dem Teufel bot ich Speis' und Trank; als Preis erscholl zum Dank ein Schwank.

من شیطان را خرسند کردم، او به من اسطوره داد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #651493), AsliAbbasi (fa #1567096), tatoeba.org
منابع و مجوزها