فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

رسیدن

تأییدنشده

rasidan[ɹæ.siː.d̪æn]

erreichen فعل

فعل

  • رسیدنrasidanرِسیدَن[ɹæ.siː.d̪æn](to reach)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نایل شدن((transitive) to gain (a desired result or other objective) through effort)تأییدنشده

دستور زبانِ erreichen

فعل

تلفظ
[ɛɐ̯ˈʁaɪ̯çn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • erreichtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • erreichendمعلوم، participle، حال
  • erreichtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • erreichمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erreicheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erreichtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erreicheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • erreicheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erreichstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erreichestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erreichtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • erreicheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • erreichtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erreichetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • erreichteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • erreichteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erreichtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • erreichtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erreichteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • erreichteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • erreichtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • erreichtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • erreichtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • erreichtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • erreichtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • erreichtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Schnelles laufen ist keine Garantie, das Ziel zu erreichen.

سریع رفتن هیچ تضمینی برای به هدف رسیدن نیست.

Man muss das Unmögliche versuchen, um das Mögliche zu erreichen.

باید برای ناممکن تلاش کرد، تا به ممکن رسید.

Der Schwerpunkt sollte tiefer liegen, um eine größere Stabilität zu erreichen.

برای دستیابی به ثبات بیشتر، مرکز ثقل باید پایین‌تر قرار بگیرد.

Um sein Ziel zu erreichen, zitiert selbst der Teufel aus der Bibel.

برای رسیدن به هدف، حتی شیطان از انجیل روایت می‌کند.

Was du wünschst, erreichst du leichter mit einem Lächeln als mit einem Degen.

آنچه آرزو می‌کنی با لبخند آسان‌تر به دست می‌آید تا با شمشیر.

Manche wählen gerne den schwersten Weg, um nichts zu erreichen.

بعضی سخت‌ترین راه را انتخاب می‌کنند تا به هیچ دست پیدا نکنند.

Der Schwerpunkt sollte tiefer liegen, um eine größere Stabilität zu erreichen.

برای به دست آوردن ثبات بیشتر، مرکز ثقل باید پایین‌تر قرار بگیرد.

Ohne Anstrengung erreicht man nichts.

بدون تلاش هیچ چیز به سرانجام نمی‌رسد.

Wer wünscht, dass man ihn fürchte, erreicht nur, dass man ihn hasst.

آنکه آرزو می‌کند که از او ترسیده شود، فقط به آنجا می‌رسد که از او متنفرشوند.

Wer mit dem Strom schwimmt, erreicht die Quelle nie.

کسی که با جریان شنا می‌کند هرگز به سرچشمه نمی‌رسد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #4986676), cojiluc (fa #8282789), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #8348878), cojiluc (fa #12128485), tatoeba.org
  3. ۳: bigfellow68 (de #6866426), cojiluc (fa #10180167), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #10263832), cojiluc (fa #12847128), tatoeba.org
  5. ۵: al_ex_an_der (de #1313152), cojiluc (fa #12847099), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #10904850), cojiluc (fa #11988182), tatoeba.org
  7. ۷: bigfellow68 (de #6866426), cojiluc (fa #10180166), tatoeba.org
  8. ۸: MUIRIEL (de #411), cojiluc (fa #7830206), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #2699427), cojiluc (fa #12720969), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #2936116), cojiluc (fa #11114113), tatoeba.org
منابع و مجوزها