فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

حدس زدن

تأییدنشده

hads zadan

erraten فعل

فعل

  • حدس زدنhads zadanحَدس زَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ erraten

فعل

تلفظ
[ɛɐ̯ˈʁaːtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • erratenerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • errateneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • erratenesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • errateneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • erratenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • erratenerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • erratenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • erratenerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • erratenemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • erratenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • erratenemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • erratenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • erratenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • errateneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • erratenesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • errateneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • errateneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • errateneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • errateneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • erratenenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • erratenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • erratenenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • erratenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • erratenenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • erratenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • erratenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • erratenenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • erratenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • erratenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • errateneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • errateneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • erratenenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • erratenerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • errateneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • erratenesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • erratenenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • erratenenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • erratenenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • erratenenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • erratenenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • erratenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • erratenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • erratenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • erratenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • erratenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • errateneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • erratenesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • erratenenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • erratendمعلوم، participle، حال
  • erratمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • errateمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erratetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • errateمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • errateمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • errätstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erratestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • errätمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • errateمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • erratetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erratetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • errietمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • errieteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • errietestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • errietstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • errietestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • errietمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • errieteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • errietenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • errietenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • errietetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • errietetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • errietenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • errietenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Kannst du den Preis erraten?

آیا می‌توانی قیمت را حدس بزنی؟

Wir haben das Passwort unschwer erraten.

ما بدون دشواری گذرواژه را حدس زدیم.

Du hättest es fast erraten.

تو تقریبا آن را حدس زدی.

Kannst du mein Alter erraten?

آیا می‌توانی سن مرا حدس بزنی؟

Ein gutes Passwort sollte schwer zu erraten sein, aber einfach zu merken.

یک گذرواژهٔ خوب باید به سختی حدس زده شود، اما به سادگی به خاطر سپرده شود.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Nachtiris (de #2050226), cojiluc (fa #6968652), tatoeba.org
  2. ۲: Sudajaengi (de #1009300), cojiluc (fa #6968655), tatoeba.org
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #2344942), cojiluc (fa #6968653), tatoeba.org
  4. ۴: Manfredo (de #734787), cojiluc (fa #6968651), tatoeba.org
  5. ۵: Yorwba (de #7413130), cojiluc (fa #7497203), tatoeba.org
منابع و مجوزها