فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اجرا کردن

تأییدنشده

ejrâ kardan[ʔed͡ʒ.ɹɒ́ː kʰʲæɹ.d̪æn]

erledigen فعل

فعل

  • اجرا کردنejrâ kardanاِجرا کَردَن[ʔed͡ʒ.ɹɒ́ː kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ erledigen

فعل

تلفظ
[ɛɐ̯ˈleːdɪɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • erledigtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • erledigendمعلوم، participle، حال
  • erledigtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • erledigمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erledigeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erledigtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erledigeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • erledigeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erledigstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erledigestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erledigtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • erledigeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • erledigtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erledigetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • erledigteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • erledigteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erledigtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • erledigtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erledigteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • erledigteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • erledigtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • erledigtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • erledigtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • erledigtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • erledigtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • erledigtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Erledigen Sie es morgen!

آن را فردا ردیف کنید.

Erledige es morgen!

آن را فردا ردیف کن.

Ich denke nicht, dass ihr das erledigen konntet.

من فکر نمی‌کنم که شما می‌توانستید آن را انجام بدهید.

Ich erledige das.

من آن را ردیف می‌کنم.

Erledigen wir das sofort.

ما آن را فورا ردیف می‌کنیم.

Vielleicht wäre es notwendig, diese Arbeit jetzt zu erledigen.

شاید لازم باشد آن کار را الان انجام بدهی.

Können Sie das innerhalb eines Tages erledigen?

میتونی اینو در یک روز انجام بدی

ترجمهٔ غیرمستقیم

Ich muss heute Abend etwas erledigen.

من کارهایی دارم که باید امروز عصر انجام دهم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

eine Sache für jem. erledigen

کاررا برای کسی ردیف کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #1851645), cojiluc (fa #6922994), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #1851644), cojiluc (fa #6922988), tatoeba.org
  3. ۳: Vortarulo (de #13483281), sinakd (fa #9931692), tatoeba.org
  4. ۴: freddy1 (de #3246625), cojiluc (fa #6922991), tatoeba.org
  5. ۵: samueldora (de #581352), cojiluc (fa #6922993), tatoeba.org
  6. ۶: kutschektar (de #7281294), AsliAbbasi (fa #6901243), tatoeba.org
  7. ۷: Jan_Schreiber (de #3613689), zila (fa #5299967), tatoeba.org
  8. ۸: Aldain (de #1784625), AsliAbbasi (fa #1567945), tatoeba.org
  9. ۹: farhang von ckh
منابع و مجوزها