فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بدست آوردن

erlangen فعل

فعل

  • بدست آوردنبِدَست آوَردَن(in Besitz nehmen, habhaft werden, erreichen)
  • گرفتنgereftanگِرِفتَن[ɡʲe.ɹef.t̪ʰǽn](to get hold of; to gain possession of, to procure; to acquire, in any way)(in Besitz nehmen, habhaft werden, erreichen)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • آریکدن(obtain (something) from something else)تأییدنشده
  • کسب کردنکَسب کَردَنتأییدنشده
  • به دریافت .. نائل آمدنبه دَریافتِ .. نائَل آمَدَنتأییدنشده
  • به چنگ آوردنبه چَنگ آوَردَنتأییدنشده
  • به دست آوردنbe dast âvardan[be d̪ǽst̪ʰ ʔɒː.væɹ.d̪ǽn][be d̪ǽst̪ʰ ʔɒː.voɹ.d̪ǽn](to get hold of; to gain possession of, to procure; to acquire, in any way)تأییدنشده
  • نایل شدن((transitive) to gain (a desired result or other objective) through effort)تأییدنشده

دستور زبانِ erlangen

فعل

تلفظ
[ɛɐ̯ˈlaŋən]
همهٔ صورت‌ها
  • erlangtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • erlangendمعلوم، participle، حال
  • erlangtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • erlangمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erlangeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erlangtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erlangeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • erlangeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erlangstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erlangestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erlangtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • erlangeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • erlangtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erlangetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • erlangteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • erlangteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erlangtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • erlangtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erlangteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • erlangteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • erlangtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • erlangtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • erlangtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • erlangtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • erlangtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • erlangtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Bestehe nie auf einem Recht, das du durch Bitten erlangen kannst.

بر حقی که می‌توانی با درخواست به دست آوری اصرار نکن.

er erlangte Durchblick in seiner Arbeit

در کارش تبحر حاصل کرد

um die Macht zu erlangen

برای احراز قدرت

Kenntnis von etwas erlangen

اطلاعات را کسب کردن

versiegelt werden, Endgültigkeit erlangen

مختوم شدن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #5629507), cojiluc (fa #10766815), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
منابع و مجوزها