فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کشیدن

تأییدنشده

kašidan[kʰʲæ.ʃiː.d̪æn]

entziehen فعل

فعل

  • کشیدنkašidanکِشیدَن[kʰʲæ.ʃiː.d̪æn](etwas entfernen, die Anzahl oder Menge von etwas verringern)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • گرفتنgereftanگِرِفتَن[ɡʲe.ɹef.t̪ʰǽn](etwas entfernen, die Anzahl oder Menge von etwas verringern)تأییدنشده
  • بی بهره کردن(gehoben: (ein Recht oder eine Erlaubnis) wegnehmen)تأییدنشده
  • تن در ندادن(einer Verpflichtung nicht nachkommen)تأییدنشده
  • خود را کنار کشیدن(einer Verpflichtung nicht nachkommen)تأییدنشده
  • دوری جستن(einer Verpflichtung nicht nachkommen)تأییدنشده
  • سلب کردن(gehoben: (ein Recht oder eine Erlaubnis) wegnehmen)تأییدنشده
  • منع کردن(gehoben: (ein Recht oder eine Erlaubnis) wegnehmen)تأییدنشده
  • استخراج کردنestexrâj kardanاِستِخراج کَردَن(to withdraw in process)تأییدنشده

دستور زبانِ entziehen

فعل

تلفظ
[ɛntˈt͡siːən]
همهٔ صورت‌ها
  • entzogenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • entziehenمعلوم، مصدر، حال
  • entziehendمعلوم، participle، حال
  • entzogenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • entziehمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entzieheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entziehtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entzieheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • entzieheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entziehstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entziehestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entziehtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • entzieheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • entziehenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • entziehenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • entziehtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entziehetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • entziehenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • entziehenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • entzogمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • entzögeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entzogstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • entzögestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entzögstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entzogمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • entzögeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • entzogenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • entzögenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • entzogtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • entzögetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • entzögtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • entzogenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • entzögenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

jem. das Recht entziehen

از کسی حق را سلب کردن

sich seiner Verpflichtung entziehen

از تعهدات خود طفره رفتن

etwas dem Boden entziehen

چیزی را از زمین گرفتن

jem. das Wort entziehen

به کسی اجازهٔ ادامهٔ سخن ندادن

sich entziehen, sich distanzieren

از چیزی فاصله گرفتن

sich einer Verantwortung entziehen

شانه از زیر بار وظیفه خالی کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
منابع و مجوزها