فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

فرار کردن

farâr kardan

entgehen فعل

فعل

  • فرار کردنfarâr kardanفَرار کَردَن(to get free; to free oneself)

دستور زبانِ entgehen

فعل

تلفظ
[ɛntˈɡeːən]
همهٔ صورت‌ها
  • entgangenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • entgehendمعلوم، participle، حال
  • entgangenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • entgehمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entgeheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entgehtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entgeheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • entgeheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entgehstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entgehestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entgehtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • entgeheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • entgehtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entgehetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • entgingمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • entgingeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entgingstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • entgingestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entgingمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • entgingeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • entgingenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • entgingenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • entgingtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • entgingetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • entgingenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • entgingenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Weder König noch Papst entgehen dem Tod.

نه شاه نه پاپ نمی‌توانند از مرگ فرار کنند.

Lass dir diese Gelegenheit nicht entgehen.

نگذار این فرصت از دست برود.

Er entging nur knapp dem Tode.

او با احتیاط از کشته شدن رهایی یافت.

ترجمهٔ غیرمستقیم

ich lasse mir das nicht entgehen

ول کنش نکنم

haarscharf entging ich dem Unfall

حس می کنم تصادف از بیخ گوشم گذشت

Er entging knapp dem Tode.

او با احتیاط از کشته شدن رهایی یافت.

ترجمهٔ غیرمستقیم

lass dir das nicht entgehen

نگذار فرصت از دستت برود

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #5155442), cojiluc (fa #7418719), tatoeba.org
  2. ۲: al_ex_an_der (de #451204), ghasemkiani (fa #922299), tatoeba.org
  3. ۳: Manfredo (de #640648), mahdiye (fa #588545), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: Esperantostern (de #836087), mahdiye (fa #588545), tatoeba.org
  7. ۷: farhang von ckh
منابع و مجوزها