فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دور

dur[d̪uːɹ]

entfernt صفت

صفت

  • دورdur[d̪uːɹ](distant)(at a distance)(far off)(weit weg gelegen)
  • دوردستdurdastدوردَست[d̪uːɹ.d̪ǽst̪ʰ](at a distance)(weit weg gelegen)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دور افتادهدور اُفتادهتأییدنشده
  • متباعدmotabâ'edمُتَباعِد[mo.t̪ʰæ.bɒː.ʔéd̪̥]تأییدنشده

دستور زبانِ entfernt

صفت

تلفظ
[ɛntˈfɛʁnt]
همهٔ صورت‌ها
  • entfernterصفت تفضیلی
  • am entferntestenصفت عالی
  • entfernterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entfernteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entferntesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entfernteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • entferntenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entfernterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entferntenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entfernterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • entferntemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entfernterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entferntemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entferntenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • entferntenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entfernteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entferntesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entfernteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • entfernteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entfernteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entfernteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entferntenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • entferntenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entferntenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entferntenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entferntenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • entferntenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entferntenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entferntenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entferntenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • entferntenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entfernteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entfernteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entferntenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • entfernterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • entfernteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • entferntesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • entferntenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • entferntenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • entferntenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • entferntenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • entferntenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • entferntenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • entferntenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • entferntenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • entferntenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • entferntenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • entfernteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • entferntesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • entferntenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • entferntererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • entferntereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • entfernteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • entferntereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • entfernterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • entferntererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • entfernterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • entferntererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • entfernteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • entferntererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • entfernteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • entfernterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • entfernterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • entferntereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • entfernteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • entferntereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • entferntereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • entferntereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • entferntereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • entfernterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • entfernterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • entfernterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • entfernterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • entfernterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • entfernterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • entfernterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • entfernterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • entfernterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • entfernterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • entferntereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • entferntereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • entfernterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • entferntererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • entferntereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • entfernteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • entfernterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • entfernterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • entfernterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • entfernterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • entfernterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • entfernterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • entfernterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • entfernterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • entfernterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • entfernterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • entferntereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • entfernteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • entfernterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • entferntesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • entferntesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • entferntestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • entferntesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • entferntestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • entferntesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • entferntestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • entferntesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • entferntestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • entferntesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • entferntestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • entferntestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • entferntestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • entferntesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • entferntestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • entferntesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • entferntesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • entferntesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • entferntesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • entferntestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • entferntestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • entferntestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • entferntestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • entferntestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • entferntestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • entferntestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • entferntestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • entferntestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • entferntestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • entferntesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • entferntesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • entferntestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • entferntesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • entferntesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • entferntestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • entferntestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • entferntestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • entferntestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • entferntestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • entferntestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • entferntestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • entferntestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • entferntestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • entferntestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • entferntestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • entferntesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • entferntestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • entferntestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

der Nächste ist manchmal der Nachbar und nicht der entfernte Bruder

همسایهٔ نزدیک بهتر از برادر دور است

Ärzte entfernten die Kugel.

دکترها گلوله را در آوردند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

ich habe nicht im entferntesten daran gedacht

من اصلا در این فکر نبودم

Toms Haus ist nur drei Blocks von hier entfernt.

خانه ی تام فقط سه بلوک آن طرف تر از اینجاست.

ترجمهٔ غیرمستقیم

er entfernt sich ständig von der Arbeit

وقت و بی وقت کار و کاسییش را رها می کند

Zange, die Isolierung entfernt

سیم لخت کن

Mit einem Höchstdruckwasserstrahl wird fast das gesamte Sediment entfernt.

از طریق اسپری آب فشار قوی عملا همهٔ رسوب زدوده می‌شود.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: al_ex_an_der (de #981898), cojiluc (fa #10730038), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: Pfirsichbaeumchen (de #1937595), armandaneshjoo (fa #1044503), tatoeba.org
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: Yorwba (de #12214411), cojiluc (fa #7830851), tatoeba.org
منابع و مجوزها