فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تنگ

tang[t̪ʰæɲɡʲ̥]

eng صفت

صفت

  • تنگtangتَنگ[t̪ʰæɲɡʲ̥](having small width)(pushed/pulled together)(schmal, nahe anliegend; von relativ geringer Ausdehnung)
  • باریکbârik[bɒː.ɹiːkʰʲ](schmal, nahe anliegend; von relativ geringer Ausdehnung)

دستور زبانِ eng

صفت

تلفظ
[ɛŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • engerصفت تفضیلی
  • am engstenصفت عالی
  • engerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • engeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • engesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • engeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • engenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • engerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • engenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • engerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • engemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • engerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • engemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • engenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • engenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • engeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • engesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • engeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • engeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • engeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • engeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • engenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • engenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • engenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • engenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • engenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • engenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • engenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • engenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • engenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • engenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • engeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • engeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • engenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • engerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • engeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • engesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • engenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • engenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • engenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • engenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • engenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • engenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • engenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • engenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • engenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • engenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • engeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • engesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • engenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • engererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • engereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • engeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • engereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • engerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • engererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • engerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • engererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • engeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • engererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • engeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • engerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • engerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • engereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • engeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • engereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • engereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • engereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • engereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • engerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • engerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • engerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • engerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • engerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • engerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • engerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • engerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • engerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • engerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • engereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • engereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • engerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • engererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • engereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • engeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • engerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • engerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • engerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • engerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • engerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • engerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • engerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • engerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • engerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • engerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • engereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • engeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • engerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • engsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • engsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • engstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • engsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • engstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • engsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • engstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • engsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • engstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • engsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • engstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • engstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • engstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • engsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • engstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • engsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • engsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • engsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • engsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • engstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • engstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • engstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • engstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • engstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • engstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • engstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • engstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • engstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • engstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • engsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • engsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • engstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • engsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • engsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • engstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • engstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • engstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • engstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • engstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • engstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • engstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • engstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • engstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • engstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • engstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • engsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • engstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • engstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Dieses Problem ist eng mit unserem Alltagsleben verknüpft.

این مسأله به صورت تنگاتنگی با زندگی روزمرهٔ ما گره خورده است.

Dieser Kragen ist zu eng.

این یقه خیلی تنگ است.

Eine schlechte Ehefrau ist wie zu enge Schuhe.

یک زن بد مانند یک کفش تنگ است.

Genie und Wahnsinn sind eng verbunden.

نبوغ و دیوانگی به طور تنگاتنگی مرتبط هستند.

eng bei eng sitzen

بازو به بازوی هم نشستن

die Bäume sind sehr eng gepflanzt

درختها تیپ تو تیپ کاشته شدند

Wie viele enge Freunde hast du?

چند تا دوست صمیمی داری؟

ترجمهٔ غیرمستقیم

enger Gefährte und Freund

انیس و مونس

in die engere Wahl kommen

در انتخاب نهائی پذیرفته شدن

es war so eng, man konnte nicht mal eine Nadel fallen lassen

جای سوزن انداختن هم نداشت

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Wauzl (de #1834681), cojiluc (fa #11922449), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #2351797), cojiluc (fa #9840350), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #4960713), cojiluc (fa #8142093), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #1003607), cojiluc (fa #7748178), tatoeba.org
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: MUIRIEL (de #156), kuarash (fa #3840476), tatoeba.org
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: farhang von ckh
منابع و مجوزها