فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تنها

tanhâ[t̪ʰæn.hɒ́ː]

einzig صفت

صفت

  • تنهاtanhâتَنها[t̪ʰæn.hɒ́ː](1. alone in a category)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • یکتاyektâ[jekʰʲ.t̪ʰɒ́ː](one of a kind)تأییدنشده
  • منحصربفرد(one of a kind)تأییدنشده
  • یکیِک(not accompanied by anything else)تأییدنشده
  • بیمانند(one of a kind)تأییدنشده
  • یک دانه(not accompanied by anything else)تأییدنشده
  • یکدونه(not accompanied by anything else)محاوره‌ایتأییدنشده

قید

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • همینتأییدنشده

دستور زبانِ einzig

صفت

تلفظ
[ˈaɪ̯nt͡sɪç], [ˈaɪ̯nt͡sɪk]
همهٔ صورت‌ها
  • einzigerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • einzigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • einzigesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • einzigeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • einzigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • einzigerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • einzigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • einzigerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • einzigemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • einzigerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • einzigemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • einzigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • einzigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • einzigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • einzigesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • einzigeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • einzigeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • einzigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • einzigeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • einzigenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • einzigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • einzigenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • einzigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • einzigenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • einzigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • einzigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • einzigenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • einzigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • einzigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • einzigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • einzigeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • einzigenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • einzigerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • einzigeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • einzigesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • einzigenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • einzigenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • einzigenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • einzigenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • einzigenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • einzigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • einzigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • einzigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • einzigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • einzigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • einzigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • einzigesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • einzigenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

قید

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Die Natur ist das einzige Buch, das auf allen Blättern großen Inhalt bietet.

طبیعت تنها کتابی است که در همهٔ صفحات، محتوای زیادی ارائه می‌کند.

Einzig den Ärzten ist es erlaubt, zu lügen.

بعضی پزشکان مجازند دروغ بگویند.

Der einzige, der dich wirklich kennt, ist Gott.

خدا تنها عالم حقیقیست.

Ich bin gewiß nicht der einzige.

من مطمئنم تنها فرد نیستم.

Der Aphorismus ist die Weisheit eines ganzen Buches in einem einzigen Satz.

کلمهٔ قصار، حکمت کل یک کتاب در یک جملهٔ تنها است.

Das Leben ist ein einziges Fest.

زندگی تنها بزم است.

Wenn Geld der einzige Besitz ist, dann herrscht große Armut.

وقتی پول تنها دارایی است، آنگاه فقر شدید حکمفرمایی می‌کند.

Der Mensch ist das einzige Lebewesen, das von sich eine schlechte Meinung hat.

انسان تنها موجود زنده است، که نسبت به خود عقیدهٔ بدی دارد.

Ihr einziges Hobby ist das Sammeln von Briefmarken.

تنها تفریح او جمع‌آوری تمبر است.

Tausend Wege führen zum Irrtum, ein einziger zur Wahrheit.

هزاران راه به خطا منتهی می‌شوند، فقط یک راه به حقیقت می‌رود.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #1664861), cojiluc (fa #12731638), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #5401764), cojiluc (fa #8140328), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #7018016), cojiluc (fa #7748606), tatoeba.org
  4. ۴: Waldelfe (de #12555820), cojiluc (fa #12978765), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #8859071), cojiluc (fa #13114993), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #1226468), cojiluc (fa #8144060), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #2769360), cojiluc (fa #10864298), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #2350758), cojiluc (fa #8142392), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #1584304), cojiluc (fa #7748603), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #2343311), cojiluc (fa #10843148), tatoeba.org
منابع و مجوزها