فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ثبت کردن

eintragen فعل

فعل

  • ثبت کردنثَبت کَردَن
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به ثبت رسیدنتأییدنشده
  • یادداشت کردنیادداشت کَردَنتأییدنشده
  • نگاشتنnegâštanنِگاشتَن[ne.ɡɒːʃ.t̪ʰǽn]تأییدنشده
  • پر کردنpor kardanپُر کَردَن[pʰoɹ kʰʲæɹ.d̪ǽn](to complete a form)تأییدنشده

دستور زبانِ eintragen

فعل

تلفظ
[ˈaɪ̯nˌtʁaːɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • eingetragenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • einzutragenمعلوم، extended، مصدر
  • eintragendمعلوم، participle، حال
  • eingetragenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • einzutragendergerundive، participle
  • trag einمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • trage einمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tragt einمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • trage einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • trage einمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • eintrageمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • eintrageمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • trägst einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tragest einمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • einträgstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • eintragestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • trägt einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • trage einمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • einträgtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • eintrageمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • tragen einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • tragen einمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • tragt einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • traget einمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • eintragtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • eintragetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • tragen einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • tragen einمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • trug einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • trüge einمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • eintrugمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • eintrügeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • trugst einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • trügest einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • trügst einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • eintrugstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • eintrügestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • eintrügstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • trug einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • trüge einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • eintrugمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • eintrügeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • trugen einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • trügen einمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • eintrugenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • eintrügenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • trugt einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • trüget einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • trügt einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • eintrugtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • eintrügetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • eintrügtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • trugen einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • trügen einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • eintrugenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • eintrügenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einzutragendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • einzutragendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • einzutragendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • einzutragendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • einzutragendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • einzutragendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • einzutragendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • einzutragendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • einzutragendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • einzutragendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • einzutragendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • einzutragendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • einzutragendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • einzutragendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Sie müssen sich eintragen

شما باید اسم نویسی کنید

er trug ein breites Grinsen

خنده توی صورتش ولو بود

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها