فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به عقل رسیدن

تأییدنشده

einfallen فعل

فعل

  • به عقل رسیدنبه عَقل رِسیدَن(meet or come to the mind)تأییدنشده

دستور زبانِ einfallen

فعل

تلفظ
[ˈaɪ̯nˌfalən]
همهٔ صورت‌ها
  • eingefallenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • einzufallenمعلوم، extended، مصدر
  • einfallendمعلوم، participle، حال
  • eingefallenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • fall einمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • falle einمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fallt einمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • falle einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • falle einمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • einfalleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • einfalleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fällst einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fallest einمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • einfällstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • einfallestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fällt einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • falle einمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • einfälltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einfalleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fallen einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • fallen einمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • fallt einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fallet einمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • einfalltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • einfalletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fallen einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • fallen einمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fiel einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • fiele einمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • einfielمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • einfieleمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fielst einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • fielest einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • einfielstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • einfielestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fiel einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • fiele einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • einfielمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einfieleمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fielen einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • fielen einمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • einfielenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • einfielenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fielt einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • fielet einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • einfieltمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • einfieletمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fielen einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • fielen einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • einfielenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einfielenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Narren reden, was ihnen einfällt.

دلقک‌ها در مورد آنچه می‌پسندند حرف می‌زنند.

seine Augen sind tief eingefallen

چشمانش گود رفته بود

Wie ist dir denn so eine gute Ausrede eingefallen?

چگونه چنین بهانهٔ خوبی پیدا کردی؟

ترجمهٔ غیرمستقیم

lassen Sie sich was einfallen

فکری به حالتان بکنید

in ein Land einfallen

در کشور تاخت و تاز کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2130923), cojiluc (fa #7116198), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: Vortarulo (de #659267), cojiluc (fa #7526136), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
منابع و مجوزها