فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جستجو کردن

jostoju kardan[d͡ʒos.t̪ʰo.d͡ʒúː][dʒostʰoˈdʒuː kʲæɾˈd̪æn]

durchsuchen فعل

فعل

  • جستجو کردنjostoju kardanجُستِجو کَردَن[d͡ʒos.t̪ʰo.d͡ʒúː][dʒostʰoˈdʒuː kʲæɾˈd̪æn](to look throughout (a place) for something)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بازرسی کردنبازرِسی کَردَنتأییدنشده
  • پوئیدنپوئیدَنتأییدنشده
  • تفتیش کردنتَفتیش کَردَنتأییدنشده
  • پویش کردنپویِش کَردَنتأییدنشده
  • کند و کاو کردنکَند و کاو کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ durchsuchen

فعل

تلفظ
[dʊʁçˈzuːxn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • durchsuchtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • durchsuchendمعلوم، participle، حال
  • durchsuchtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • durchsuchمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • durchsucheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • durchsuchtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • durchsucheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • durchsucheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • durchsuchstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • durchsuchestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • durchsuchtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • durchsucheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • durchsuchtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • durchsuchetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • durchsuchteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • durchsuchteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • durchsuchtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • durchsuchtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • durchsuchteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • durchsuchteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • durchsuchtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • durchsuchtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • durchsuchtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • durchsuchtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • durchsuchtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • durchsuchtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • durchzusuchenمعلوم، extended، مصدر

مثال‌ها

Durchsucht nochmals eure Taschen, um sicherzugehen.

دوباره جیب هایت را بگرد تا مطمئن شوی.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Durchsuchen Sie nochmals Ihre Taschen, um sicherzugehen.

دوباره جیب هایت را بگرد تا مطمئن شوی.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Durchsuch nochmals deine Taschen, um sicherzugehen.

دوباره جیب هایت را بگرد تا مطمئن شوی.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Die Polizei durchsuchte stundenlang Toms Räumlichkeiten, konnte die Mordwaffe aber nicht finden.

پلیسها ساعتها اقامتگاه تام را گشتند، اما نتوانستند چیزی بیابند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Die Polizei durchsuchte stundenlang Toms Räumlichkeiten, konnte die Mordwaffe aber nicht finden.

پلیس ساعتها اقامتگاه تام را گشت، اما آنها نتوانستند چیزی بیابند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Tamy (de #2309696), AsliAbbasi (fa #1085115), tatoeba.org
  2. ۲: Tamy (de #2309699), AsliAbbasi (fa #1085115), tatoeba.org
  3. ۳: Tamy (de #2309693), AsliAbbasi (fa #1085115), tatoeba.org
  4. ۴: Pfirsichbaeumchen (de #5763636), armandaneshjoo (fa #1041204), tatoeba.org
  5. ۵: Pfirsichbaeumchen (de #5763636), armandaneshjoo (fa #1041201), tatoeba.org
منابع و مجوزها