فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

حسابی

تأییدنشده

durchdacht نوع واژه نامشخص

نوع واژه نامشخص

  • حسابیحِسابیتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • معقولma'ġulمَعقول[mæʔ.ɢuːl̥]تأییدنشده

دستور زبانِ durchdacht

نوع واژه نامشخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Das Schmiersystem war schlecht durchdacht.

سیستم روغن کاری ضعیف طراحی شده بود.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Yorwba (de #12575719), manelie (fa #12864295), tatoeba.org
منابع و مجوزها