فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

حکیمانه محاسبه شدن

تأییدنشده

gut durchdacht sein
عبارت

عبارت

  • حکیمانه محاسبه شدنحَکیمانه مُحاسِبه شُدَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها