بیرون
draußen
۱Draußen wird es heller.
بیرون روشنتر میشود.
قید
- بیرون
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- آزاد
- دور
- ترک کردن
دستور زبانِ draußen
قید
- تلفظ
- [ˈdʁaʊ̯sn̩]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۱Draußen wird es heller.
بیرون روشنتر میشود.
۲Die großen Schiffe ankerten draußen auf der Reede.
بزرگترین کشتیها خارج از اسکله لنگر میاندازند.
۳Es ist leichter, draußen zu bleiben als auszusteigen.
برون ماندن آسانتر از برون شدن است.
۴Wenn der Dieb im Haus ist, darf man ihn nicht draußen suchen.
وقتی دزد در خانه است، نباید او را در بیرون جستجو کرد.
۵Es ist leichter, draußen zu bleiben als auszusteigen.
خارج ماندن آسانتر از خارج شدن است.
۶Vergiss nicht, den Müll nach draußen zu bringen!
فراموش نکن که زباله رو بیرون ببری.
۷Lass den Hund draußen.
سگ را بیرون نگهدار
۸Ich warte gleich draußen.
من همین بیرون منتظر می مونم.
۹Bring den Müll nach draußen.
.آشغال ها رو بیرون بگذار