فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

فشردن

fešordan[fe.ʃoɹ.d̪æn]

drücken فعل

فعل

  • فشردنfešordanفِشُردَن[fe.ʃoɹ.d̪æn](to apply pressure)
  • افشردن
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • فشار دادنfešâr dâdanفِشار دادَن[fe.ʃɒːɹ d̪ɒː.d̪ǽn]تأییدنشده
  • بغل کردن(to embrace)تأییدنشده
  • در آغوش گرفتن(to embrace)تأییدنشده
  • تنجیدنtanjidan[t̪ʰæn.d͡ʒiː.d̪æn](squeeze)(to apply a force)تأییدنشده
  • هل دادنhol dâdanهُل دادَن[hol̥ d̪ɒː.d̪ǽn](to apply a force to something so that it moves away)تأییدنشده

دستور زبانِ drücken

فعل

تلفظ
[ˈdʁʏkn̩], [ˈdʁʏkŋ̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gedrücktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • drückenمعلوم، مصدر، حال
  • drückendمعلوم، participle، حال
  • gedrücktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • drückمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • drückeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • drücktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • drückeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • drückeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • drückstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • drückestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • drücktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • drückeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • drückenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • drückenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • drücktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • drücketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • drückenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • drückenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • drückteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • drückteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • drücktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • drücktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • drückteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • drückteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • drücktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • drücktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • drücktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • drücktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • drücktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • drücktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Bei Gefahr auf diesen Knopf drücken.

هنگام خطر این دکمه را فشار دهید.

Ich werde dir die Daumen drücken.

برای شما آرزوی موفقیت دارم.

Alles, was du tun musst, ist diesen roten Knopf zu drücken.

همهٔ آنچه باید انجام داد، فشار دادن این دکمهٔ قرمز است.

Du musst nur den Knopf drücken.

تو فقط باید دکمه را فشار دهی.

Ich drücke dir die Daumen.

برای شما آرزوی موفقیت دارم.

Zum Einschalten des Gerätes diesen Knopf drücken.

برای روشن کردن دستگاه، این دکمه را فشار بده.

jem. an die Wand drücken

کسی را مچاله کردن

Klavierspielen ist ganz einfach: Man muss nur zur richtigen Zeit die richtige Taste drücken.

نواختن پیانو بسیار ساده است. تنها کافیست دکمهٔ مناسب را در زمان مناسب فشار داد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

die Last wird drückend

شانه ها در زیر فشار تا می شود

Er drückte seine Nase gegen das Fenster.

او بینی‌اش را روی پنجره فشار داد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1223771), cojiluc (fa #7300596), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #982609), reto (fa #3938527), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #982095), cojiluc (fa #7300632), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #4730991), cojiluc (fa #7300601), tatoeba.org
  5. ۵: Pfirsichbaeumchen (de #2071001), reto (fa #3938527), tatoeba.org
  6. ۶: kutschektar (de #8108262), AsliAbbasi (fa #905159), tatoeba.org
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: Esperantostern (de #2362067), cojiluc (fa #10844601), tatoeba.org
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: Esperantostern (de #659410), ghasemkiani (fa #554407), tatoeba.org
منابع و مجوزها