فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ضخیم

zaxim[zæ.xíːm]

dick صفت

صفت

  • ضخیمzaximضَخیم[zæ.xíːm](umfangreich)
  • چاقčâq[t͡ʃʰɒːɢ̥](carrying a larger than normal amount of fat on one's body)(relatively great in extent from one surface to another)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • فربهfarbehفَربه[fæɹ.beʱ](carrying a larger than normal amount of fat on one's body)تأییدنشده
  • کلفتkoloftکُلفَت[kʰo.loft̪ʰ](heavy in build)(relatively great in extent from one surface to another)تأییدنشده
  • تپل مپلتُپُل مُپُل(korpulent)تأییدنشده
  • جسامجُسام(korpulent)تأییدنشده
  • چاق و خپلهچاق و خِپله(korpulent)تأییدنشده
  • ستبرsetabr[se.t̪ʰǽbɹ](heavy in build)(relatively great in extent from one surface to another)(having a viscous consistency)تأییدنشده

دستور زبانِ dick

صفت

تلفظ
[dɪk]
همهٔ صورت‌ها
  • dickصفت مطلق
  • dickerصفت تفضیلی
  • am dickstenصفت عالی
  • dickerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • dickeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • dickesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • dickeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • dickenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • dickerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • dickenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • dickerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • dickemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • dickerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • dickemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • dickenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • dickenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • dickeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • dickesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • dickeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • dickeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • dickeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • dickeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • dickenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • dickenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • dickenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • dickenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • dickenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • dickenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • dickenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • dickenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • dickenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • dickenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • dickeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • dickeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • dickenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • dickerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • dickeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • dickesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • dickenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • dickenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • dickenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • dickenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • dickenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • dickenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • dickenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • dickenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • dickenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • dickenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • dickeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • dickesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • dickenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • dickererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • dickereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • dickeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • dickereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • dickerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • dickererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • dickerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • dickererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • dickeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • dickererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • dickeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • dickerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • dickerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • dickereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • dickeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • dickereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • dickereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • dickereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • dickereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • dickerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • dickerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • dickerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • dickerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • dickerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • dickerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • dickerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • dickerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • dickerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • dickerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • dickereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • dickereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • dickerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • dickererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • dickereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • dickeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • dickerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • dickerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • dickerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • dickerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • dickerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • dickerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • dickerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • dickerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • dickerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • dickerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • dickereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • dickeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • dickerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • dicksterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • dicksteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • dickstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • dicksteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • dickstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • dicksterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • dickstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • dicksterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • dickstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • dicksterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • dickstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • dickstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • dickstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • dicksteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • dickstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • dicksteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • dicksteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • dicksteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • dicksteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • dickstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • dickstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • dickstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • dickstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • dickstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • dickstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • dickstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • dickstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • dickstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • dickstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • dicksteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • dicksteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • dickstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • dicksterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • dicksteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • dickstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • dickstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • dickstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • dickstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • dickstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • dickstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • dickstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • dickstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • dickstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • dickstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • dickstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • dicksteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • dickstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • dickstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Das eine Buch ist dünn, das andere dick.

این یکی کتاب نازک است، دیگری قطور است.

Sie ist die dickste US-Bürgerin, die ich je gesehen habe.

او چاقترین شهروند آمریکایی است که دیده ام.

Alle angenehmen Dinge sind entweder unmoralisch, illegal oder machen dick!

همهٔ چیزهای دلپذیر یا غیر اخلاقی هستند یا غیر قانونی یا آدم را چاق می‌کنند!

das ist ein dicker Hund

هضمش نمی شود کرد

Ich bin so dick.

من خیلی چاق ام.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Ist dein Hals im letzten Jahr dicker geworden?

گردنت در سال گذشته کلفت شده است؟

ترجمهٔ غیرمستقیم

Dick wurde in einen Verkehrsunfall verwickelt.

دیک یک حادثه‌ی رانندگی داشت.

ترجمهٔ غیرمستقیم

dick, fett und faul

چاق و تنبل

Dick hatte einen Verkehrsunfall.

دیک یک حادثه‌ی رانندگی داشت.

ترجمهٔ غیرمستقیم

ein dickes Fell haben

بی رگ بودن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: pullnosemans (de #3896157), cojiluc (fa #6931514), tatoeba.org
  2. ۲: al_ex_an_der (de #1407681), Suroosh (fa #12018786), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #2374630), cojiluc (fa #6888932), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: MUIRIEL (de #141), kuarash (fa #3840112), tatoeba.org
  6. ۶: Dejo (de #744340), AsliAbbasi (fa #1883272), tatoeba.org
  7. ۷: Pfirsichbaeumchen (de #1544332), ghasemkiani (fa #773638), tatoeba.org
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: Wolf (de #360748), ghasemkiani (fa #773638), tatoeba.org
  10. ۱۰: farhang von ckh
منابع و مجوزها