زیرا
zirâ[zíː.ɹɒː]
حرف ربط
- زیرا
- چون
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- برای اینکه
- برای
- بدلیل
- چونکه
نوع واژه نامشخص
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- لیکن
دستور زبانِ denn
حرف ربط
- تلفظ
- [dɛn]
نوع واژه نامشخص
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Ich kann Ihnen nicht helfen, es sei denn, Sie sagen mir die Wahrheit.
من به شما کمک نمیکنم، مگر اینکه به من حقیقت را بگویید.
Gegner bedürfen einander oft mehr als Freunde, denn ohne Wind gehen keine Mühlen.
مخالفان اغلب بیشتر از موافقان به هم نیاز دارند، زیرا بدون باد هیچ آسیابی نمیچرخد.
Von seinen Feinden zu lernen ist der beste Weg dazu, sie zu lieben: denn es stimmt uns dankbar gegen sie.
بهترین راه برای دوست داشتن دشمن، آموختن از او است: زیرا این گونه از او سپاسگزار میشویم.
Vergib stets deinen Feinden - denn nichts ärgert sie so sehr.
همیشه دشمنانت را ببخشای، زیرا هیچ چیز آنها را اینقدر کلافه نمیکند.
Wie haben Tom und Maria dich denn dazu gebracht, ihnen beim Aufräumen der Garage zu helfen?
چجوری تام و ماریا تو رو متقاعد کردن که در تمیز کردن گاراژ کمکشون کنی؟
Sage nichts, es sei denn du könntest es beweisen.
هیچ نگو، مگر اینکه بتوانی آن را اثبات کنی.
Es ist nie zu spät, sich zu versöhnen, denn es ist nie zu spät, zu lieben, und auch nie zu spät glücklich zu sein.
برای مصالحه کردن هرگز دیر نیست، زیرا برای دوست داشتن هرگز دیر نیست، و همچنین برای خوشبخت بودن هرگز دیر نیست.
Das eigene Gewissen ist mehr denn tausend Zeugen.
وجدان شخصی بیش از هزار شاهد است.
Liebe deine Feinde; denn sie sagen dir deine Fehler.
دشمنانت را دوست بدار؛ چون اشتباهاتت را به تو میگویند.
Gibt es denn kein Heilmittel?
آیا هیچ شفایی نیست؟