فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

فرار کردن

تأییدنشده

farâr kardan

davonlaufen فعل

فعل

  • فرار کردنfarâr kardanفَرار کَردَن(to flee by running)تأییدنشده

دستور زبانِ davonlaufen

فعل

تلفظ
[daˈfɔnˌlaʊ̯fn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • davongelaufenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • davonlaufenمعلوم، مصدر، حال
  • davonzulaufenمعلوم، extended، مصدر
  • davonlaufendمعلوم، participle، حال
  • davongelaufenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • lauf davonمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • laufe davonمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lauft davonمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • laufe davonمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • laufe davonمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • davonlaufeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • davonlaufeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • läufst davonمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • laufest davonمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • davonläufstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • davonlaufestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • läuft davonمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • laufe davonمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • davonläuftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • davonlaufeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • laufen davonمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • laufen davonمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • davonlaufenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • davonlaufenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • lauft davonمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • laufet davonمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • davonlauftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • davonlaufetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • laufen davonمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • laufen davonمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • davonlaufenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • davonlaufenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • lief davonمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • liefe davonمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • davonliefمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • davonliefeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • liefst davonمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • liefest davonمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • davonliefstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • davonliefestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lief davonمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • liefe davonمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • davonliefمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • davonliefeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • liefen davonمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • liefen davonمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • davonliefenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • davonliefenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lieft davonمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • liefet davonمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • davonlieftمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • davonliefetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • liefen davonمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • liefen davonمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • davonliefenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • davonliefenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص

مثال‌ها

Man kann nicht dem Alter davonlaufen.

از پیری نمی‌توان گریخت.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2090402), cojiluc (fa #6949757), tatoeba.org
منابع و مجوزها