فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به نظر آمدن

تأییدنشده

be nazar âmadan

dünken فعل

فعل

  • به نظر آمدنbe nazar âmadan(to appear)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به نظر رسیدن(to appear)تأییدنشده

دستور زبانِ dünken

فعل

تلفظ
[ˈdʏŋkŋ̩], [ˈdʏŋkn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gedünktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • gedeuchtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • dünkenمعلوم، مصدر، irregular، حال
  • dünkendمعلوم، irregular، participle، حال
  • gedeuchtirregular، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • dünkمعلوم، وجه امری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dünkeمعلوم، وجه امری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dünktمعلوم، وجه امری، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص
  • dünkeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، حال، مفرد
  • dünkeمعلوم، اول‌شخص، irregular، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • dünkstمعلوم، وجه اخباری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dünkestمعلوم، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • deuchtمعلوم، وجه اخباری، irregular، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • deucheمعلوم، irregular، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • dünkenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، جمع، حال
  • dünkenمعلوم، اول‌شخص، irregular، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • dünktمعلوم، وجه اخباری، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص
  • dünketمعلوم، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • dünkenمعلوم، وجه اخباری، irregular، جمع، حال، سوم‌شخص
  • dünkenمعلوم، irregular، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • deuchteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • deuchteمعلوم، اول‌شخص، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • deuchtestمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • deuchtestمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • deuchteمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • deuchteمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • deuchtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع
  • deuchtenمعلوم، اول‌شخص، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • deuchtetمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • deuchtetمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • deuchtenمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • deuchtenمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • dünkenمعلوم، مصدر، حال، regular
  • dünkendمعلوم، participle، حال، regular
  • gedünktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، regular
  • dünkمعلوم، وجه امری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • dünkeمعلوم، وجه امری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • dünktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، regular، دوم‌شخص
  • dünkeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، regular، مفرد
  • dünkeمعلوم، اول‌شخص، حال، regular، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • dünkstمعلوم، وجه اخباری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • dünkestمعلوم، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • dünktمعلوم، وجه اخباری، حال، regular، مفرد، سوم‌شخص
  • dünkeمعلوم، حال، regular، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • dünkenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، regular
  • dünkenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، regular، وجه التزامی نوع اول
  • dünktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، regular، دوم‌شخص
  • dünketمعلوم، جمع، حال، regular، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • dünkenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، regular، سوم‌شخص
  • dünkenمعلوم، جمع، حال، regular، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • dünkteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد
  • dünkteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • dünktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • dünktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، regular، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • dünkteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، سوم‌شخص
  • dünkteمعلوم، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • dünktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular
  • dünktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، وجه التزامی نوع دوم
  • dünktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، دوم‌شخص
  • dünktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • dünktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، سوم‌شخص
  • dünktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

wie es Euch dünkt

در موافق آنچه در نظر شما پسند و صواب آید

er dünkt sich was besonderes zu sein

او خیال می کند از دماغ فیل افتاده

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها