فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سنگین

تأییدنشده

sangin[sæɲ.ɡʲíːn]

bleiern صفت

صفت

  • سنگینsanginسَنگین[sæɲ.ɡʲíːn](heavy)figurativelyتأییدنشده

دستور زبانِ bleiern

صفت

تلفظ
[ˈblaɪ̯ɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • bleiernerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bleierneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bleiernesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bleierneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bleiernenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bleiernerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bleiernenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bleiernerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bleiernemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bleiernerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bleiernemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bleiernenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bleiernenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bleierneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bleiernesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bleierneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bleierneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bleierneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bleierneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bleiernenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bleiernenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bleiernenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bleiernenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bleiernenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bleiernenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bleiernenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bleiernenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bleiernenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bleiernenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bleierneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bleierneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bleiernenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bleiernerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • bleierneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • bleiernesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • bleiernenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • bleiernenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bleiernenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bleiernenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • bleiernenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • bleiernenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bleiernenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bleiernenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • bleiernenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • bleiernenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bleierneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bleiernesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • bleiernenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

مثال‌ها

er schwimmt wie eine bleierne Ente

مثل اردک از سرب ساخته شنا می کند

Vor dem bleiernen Hintergrund des Morgengrauens steht der Reiter schweigend, die lange Mähne seines Pferdes zerzaust im Wind.

بر زمینه سربی صبح، سوار، خاموش ایستاده است و یال بلند اسب اش در باد پریشان می شود.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: Yorwba (de #12254521), AsliAbbasi (fa #1481777), tatoeba.org
منابع و مجوزها