فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به گل نشستن

تأییدنشده

blühen فعل

فعل

  • به گل نشستنبه گُل نِشَستَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شگوفتنشِگوفتَنتأییدنشده
  • گل دادنگُل دادَنتأییدنشده
  • شکوفه دادنšokufe dâdanشُکوفه دادَن[ʃo.kʰuː.fé d̪ɒː.d̪æn][ʃe.kʰuː.fé d̪ɒː.d̪æn]تأییدنشده
  • شکفتنشِکُفتَن(have or open into blossoms)تأییدنشده

دستور زبانِ blühen

فعل

تلفظ
[ˈblyːən]
همهٔ صورت‌ها
  • geblühtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • blühenمعلوم، مصدر، حال
  • blühendمعلوم، participle، حال
  • geblühtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • blühمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • blüheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • blühtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • blüheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • blüheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • blühstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • blühestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • blühtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • blüheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • blühenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • blühenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • blühtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • blühetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • blühenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • blühenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • blühteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • blühteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • blühtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • blühtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • blühteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • blühteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • blühtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • blühtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • blühtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • blühtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • blühtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • blühtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Die Kirschbäume blühen.

درختان گیلاس شکوفه کردند.

Blumen blühen, auch wenn keiner zuschaut. Bäume tragen Früchte, ohne zu fragen, wer sie isst.

گلها می‌شکفند، حتی وقتی هیچکس تماشا نمی‌کند. درختان میوه می‌دهند، بدون پرسیدن اینکه چه کسی آنها را می‌خورد.

Diese Blume blüht im Vorfrühling.

این گل پیش از بهار شکوفا می‌شود.

Die Rosen blühen im Frühling.

رزها در بهار شکفته می‌شوند.

Die Wiese blüht.

علفزار شکوفا می‌شود.

Diese Blumen fangen im Frühling an zu blühen.

آن گلها در بهار شروع به گل دادن می کنند.

Die Pfirsichbäume blühen.

درختان هلو شکوفه کردند.

Unser Apfelbaum blüht.

درخت سیبمان شکوفا می‌شود.

Manchmal blüht die Liebe im Verborgenen.

گاهی عشق در خفا شکوفا می‌شود.

Was nicht blüht, das körnert nicht.

آنچه شکوفه نمی‌دهد، ثمر هم نمی‌دهد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Ennocb (de #2405474), cojiluc (fa #13175027), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2399460), cojiluc (fa #8190431), tatoeba.org
  3. ۳: stupiddog (de #1072002), cojiluc (fa #12570033), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #850079), cojiluc (fa #8425672), tatoeba.org
  5. ۵: maaster (de #11327631), cojiluc (fa #12570031), tatoeba.org
  6. ۶: kutschektar (de #7294084), salim346 (fa #5157935), tatoeba.org
  7. ۷: Pfirsichbaeumchen (de #6931590), cojiluc (fa #13175025), tatoeba.org
  8. ۸: Zaghawa (de #2504534), cojiluc (fa #12570030), tatoeba.org
  9. ۹: PeterR (de #1299957), cojiluc (fa #12570042), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #4890576), cojiluc (fa #12570063), tatoeba.org
منابع و مجوزها