فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پرسیدن

porsidan[pʰoɹ.siː.d̪ǽn]

bitten فعل

فعل

  • پرسیدنporsidanپُرسیدَن[pʰoɹ.siː.d̪ǽn]
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • درخواستنdarxâstan[d̪æɹx.vɒːs.t̪ʰǽn](make a request)تأییدنشده
  • مهمان کردنمِهمان کَردَن(jemanden in höflicher Form zu etwas einladen)تأییدنشده
  • چیزی خواستن(jemanden um etwas ersuchen)تأییدنشده
  • استغاثه کردناِستِغاثه کَردَن(gebeten)تأییدنشده
  • تقاضا کردنتَقاضا کَردَن(gebeten)تأییدنشده
  • تمنا داشتنتَمَنا داشتَن(gebeten)تأییدنشده
  • خواهش کردنxâheš kardanخواهِش کَردَن[xɒː.ɦeʃ kʰʲæɹ.d̪æn](gebeten)تأییدنشده
  • سؤال کردنso'âl kardanسؤال کَردَن[so.ʔɒːl̥ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ bitten

فعل

تلفظ
[ˈbɪtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gebetenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • bittenمعلوم، مصدر، حال
  • bittendمعلوم، participle، حال
  • gebetenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • bittمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bitteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bittetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bitteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bitteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bittestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bittestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bittetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • bitteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bittenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • bittenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • bittetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bittetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bittenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • bittenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • batمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bäteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • batestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • batstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bätestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • batمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bäteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • batenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bätenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • batetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • bätetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • batenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bätenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Ich bringe, worum du gebeten hast.

چیزی رو که میخواستی برات آوردم.

Er bat mich, langsamer zu sprechen.

او از من خواست، آهسته‌تر صحبت کنم.

Ich will nicht befehlen, sondern dich bitten.

نمی‌خواهم فرمان دهم، اما خواهش کنم.

Er bat uns zu schweigen.

او از ما خواست ساکت باشیم.

Ich bat um Gottes Segen.

من برای برکت خدا دعا می‌کنم.

Der Herausgeber bat mich, die beiden letzten Kapitel zu kürzen.

ناشر از من درخواست کرد دو فصل آخر را کوتاه کنم.

Ich muss dich um einen kleinen Gefallen bitten.

من یک زحمت کوچک برایت دارم.

Ich bat den Metzger, dass er das Fett vom Fleisch entfernen soll.

من از قصاب خواهش کردم که چربی را از گوشت جدا کند.

Wer furchtsam bittet, lehrt verweigern.

آنکه با ترس و لرز درخواست می‌کند، رد کردن را یاد می‌دهد.

Es ist einfacher für den Sohn, den Vater um etwas zu bitten, als für den Vater, den Sohn um etwas zu bitten.

برای پسر درخواست کردن چیزی از پدر ساده‌تر است تا برای پدر درخواست کردن چیزی از پسر.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #4890546), Suroosh (fa #10140752), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #840026), cojiluc (fa #6942107), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #4059463), cojiluc (fa #6927080), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #1569481), cojiluc (fa #6942104), tatoeba.org
  5. ۵: giefingl (de #9972355), cojiluc (fa #10780537), tatoeba.org
  6. ۶: al_ex_an_der (de #2598679), cojiluc (fa #8125447), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #1171434), cojiluc (fa #6960743), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #3593492), cojiluc (fa #10430664), tatoeba.org
  9. ۹: samueldora (de #1192618), cojiluc (fa #12041354), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #5414305), cojiluc (fa #8159954), tatoeba.org
منابع و مجوزها