فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نامیدن

تأییدنشده

nâmidan[nɒː.miː.d̪ǽn]

bezeichnen فعل

فعل

  • نامیدنnâmidanنامیدَن[nɒː.miː.d̪ǽn](to give a name to)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • چیزی را قلمداد کردنچیزی را قَلَمداد کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ bezeichnen

فعل

تلفظ
[bəˈt͡saɪ̯çnən]
همهٔ صورت‌ها
  • bezeichnetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • bezeichnenمعلوم، مصدر، حال
  • bezeichnendمعلوم، participle، حال
  • bezeichnetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • bezeichneمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bezeichnetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bezeichneمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bezeichneمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bezeichnestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bezeichnestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bezeichnetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • bezeichneمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bezeichnenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • bezeichnenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • bezeichnetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bezeichnetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bezeichnenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • bezeichnenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bezeichneteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bezeichneteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bezeichnetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bezeichnetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bezeichneteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bezeichneteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bezeichnetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bezeichnetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • bezeichnetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • bezeichnetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bezeichnetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bezeichnetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Erfahrung ist der Name, mit dem jeder seine Dummheiten bezeichnet.

تجربه نامیست که با آن هرکس حماقت‌هایش را مشخص می‌کند.

Das bezeichne ich nicht als Spinne. Das bezeichne ich als Ungetüm.

من آن را یک عنکبوت نمی نامم، آن را یک هیولای عظیم الجثه می نامم.

als hervorragend bezeichnet werden

بعنوان سرآمد چیزی محسوب شدن

konnte man noch nicht als echte Armut bezeichnen

فقر واقعی بحساب نمی آید

als ausgezeichnet bezeichnet werden

بعنوان سر آمد چیزی محصوب شدن

als überragend bezeichnet werden

بعنوان سر آمد چیزی محسوب شدن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1000845), cojiluc (fa #8490517), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #1820683), seyyedjavadjasari (fa #2141914), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
منابع و مجوزها