فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مسلح

mosallah[mo.sæl.lǽʱ]

bewaffnet صفت

صفت

  • مسلحmosallahمُسَلَح[mo.sæl.lǽʱ](equipped, especially with a weapon)(armed)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • افزارمند(equipped, especially with a weapon)تأییدنشده
  • زیناوند(equipped, especially with a weapon)تأییدنشده

دستور زبانِ bewaffnet

صفت

تلفظ
[bəˈvafnət]
همهٔ صورت‌ها
  • bewaffneterصفت تفضیلی
  • am bewaffnetstenصفت عالی
  • bewaffneterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bewaffneteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bewaffnetesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bewaffneteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bewaffnetenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bewaffneterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bewaffnetenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bewaffneterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bewaffnetemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bewaffneterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bewaffnetemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bewaffnetenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bewaffnetenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bewaffneteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bewaffnetesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bewaffneteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bewaffneteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bewaffneteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bewaffneteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bewaffnetenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bewaffnetenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bewaffnetenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bewaffnetenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bewaffnetenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bewaffnetenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bewaffnetenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bewaffnetenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bewaffnetenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bewaffnetenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bewaffneteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bewaffneteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bewaffnetenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bewaffneterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • bewaffneteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • bewaffnetesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • bewaffnetenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • bewaffnetenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bewaffnetenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bewaffnetenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • bewaffnetenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • bewaffnetenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bewaffnetenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bewaffnetenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • bewaffnetenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • bewaffnetenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bewaffneteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bewaffnetesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • bewaffnetenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • bewaffnetererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • bewaffnetereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • bewaffneteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • bewaffnetereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • bewaffneterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • bewaffnetererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • bewaffneterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • bewaffnetererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • bewaffneteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • bewaffnetererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • bewaffneteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • bewaffneterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • bewaffneterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • bewaffnetereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • bewaffneteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • bewaffnetereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • bewaffnetereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • bewaffnetereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • bewaffnetereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • bewaffneterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • bewaffneterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • bewaffneterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • bewaffneterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • bewaffneterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • bewaffneterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • bewaffneterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • bewaffneterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • bewaffneterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • bewaffneterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • bewaffnetereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • bewaffnetereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • bewaffneterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • bewaffnetererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • bewaffnetereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • bewaffneteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • bewaffneterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • bewaffneterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • bewaffneterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • bewaffneterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • bewaffneterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • bewaffneterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • bewaffneterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • bewaffneterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • bewaffneterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • bewaffneterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • bewaffnetereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • bewaffneteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • bewaffneterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • bewaffnetsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bewaffnetsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bewaffnetstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bewaffnetsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • bewaffnetstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bewaffnetsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bewaffnetstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bewaffnetsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • bewaffnetstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bewaffnetsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bewaffnetstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bewaffnetstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • bewaffnetstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bewaffnetsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bewaffnetstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bewaffnetsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • bewaffnetsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bewaffnetsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bewaffnetsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bewaffnetstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bewaffnetstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bewaffnetstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bewaffnetstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bewaffnetstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bewaffnetstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bewaffnetstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bewaffnetstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bewaffnetstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bewaffnetstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bewaffnetsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bewaffnetsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bewaffnetstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bewaffnetsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • bewaffnetsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • bewaffnetstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • bewaffnetstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • bewaffnetstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bewaffnetstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bewaffnetstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • bewaffnetstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • bewaffnetstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bewaffnetstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bewaffnetstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • bewaffnetstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • bewaffnetstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bewaffnetsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bewaffnetstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • bewaffnetstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Der Führer des Aufstands bewaffnete seinen Trupp.

رهبر شورش نیروهایش را مسلح ساخت.

Sie bewaffneten sich mit Gewehren.

آنها خود را با تفنگ مسلح کردند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

er war mit einem Gewehr bewaffnet

او به سلاح تفنگ مجهز بود

mit Knüppeln bewaffnet werden

به چماقها مسلح شدن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #776075), cojiluc (fa #11873361), tatoeba.org
  2. ۲: Dejo (de #742278), cojiluc (fa #12615597), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
منابع و مجوزها