فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گدائی کردن

betteln فعل

فعل

  • گدائی کردنگِدائی کَردَن(inständig um etwas bitten)

دستور زبانِ betteln

فعل

تلفظ
[ˈbɛtl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • gebetteltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • bettelndمعلوم، participle، حال
  • gebetteltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • bettleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bettelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • betteleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • betteltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bettleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bettelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • betteleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • betteleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bettleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bettelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bettelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bettlestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • betteltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • betteleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bettleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • betteltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • betteltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bettletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bettelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bettelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • betteltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • betteltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bettelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bettelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • betteltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • betteltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • betteltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • betteltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • betteltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • betteltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Auf der Straße zu betteln ist gesetzlich verboten.

گدایی در خیابان قانونا ممنوع است.

Besser kaufen als betteln.

خریدن بهتر از گدایی است.

Borgen ist nicht viel besser als betteln.

قرض گرفتن چندان بهتر از گدایی نیست.

Betteln führt zu nichts

گدایی کار بی مایه است

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: cumori (de #1186583), cojiluc (fa #9332014), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #1969342), cojiluc (fa #8176513), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #2591020), cojiluc (fa #13085049), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
منابع و مجوزها