شرکت کردن
تأییدنشده
šerkat kardan[ʃeɹ.kʰʲǽt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪ǽn]
beteiligen فعل
فعل
- شرکت کردنšerkat kardanشِرکَت کَردَن[ʃeɹ.kʰʲǽt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪ǽn]تأییدنشده
دستور زبانِ beteiligen
فعل
- تلفظ
- [bəˈtaɪ̯lɪɡn̩]
همهٔ صورتها
- beteiligtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- beteiligendمعلوم، participle، حال
- beteiligtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- beteiligمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- beteiligeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- beteiligtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- beteiligetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- beteiligeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- beteiligeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- beteiligstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- beteiligestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- beteiligestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- beteiligtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- beteiligetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- beteiligeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- beteiligtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- beteiligetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- beteiligetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- beteiligteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- beteiligeteمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- beteiligteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- beteiligeteمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- beteiligtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- beteiligetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- beteiligtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- beteiligetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- beteiligteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- beteiligeteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- beteiligteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- beteiligeteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- beteiligtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- beteiligetenمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- beteiligtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- beteiligetenمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- beteiligtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- beteiligetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- beteiligtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- beteiligetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- beteiligtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- beteiligetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- beteiligtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- beteiligetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- beteiligtparticiple، گذشتهٔ نقلی، reflexive
- Höflichkeitsformمعلوم، وجه امری، حال، reflexive
- Höflichkeitsformوجه امری، reflexive، statal reflexive
مثالها
Würdest du dich an dem Projekt beteiligen?
دوست داشتی در پروژه مشارکت کنی؟
sich am Verbrechen beteiligen
دست به جنایت زدن
jem. an etwas beteiligen
شرکت دادن کسی در این امر
منابع و ارجاعها
- ۱: raggione (de #6910964), cojiluc (fa #7772481), tatoeba.org
- ۲: farhang von ckh
- ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها