فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

از کسی دیدار کردن

تأییدنشده

besuchen فعل

فعل

  • از کسی دیدار کردناز کِسی دیدار کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بازدید کردنبازدید کَردَن(to go and meet (someone))تأییدنشده
  • کسی را دیدار کردنکِسی را دیدار کَردَنتأییدنشده
  • کسی را ملاقات کردنکِسی را مُلاقات کَردَنتأییدنشده
  • دیدن کردنdidan kardan[d̪iː.d̪æn kʰʲæɹ.d̪æn](to go and meet (someone))تأییدنشده

دستور زبانِ besuchen

فعل

تلفظ
[bəˈzuːxn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • besuchtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • besuchendمعلوم، participle، حال
  • besuchtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • besuchمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • besucheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • besuchtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • besuchetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • besucheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • besucheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • besuchstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • besuchestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • besuchestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • besuchtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • besuchetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • besucheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • besuchtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • besuchetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • besuchetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • besuchteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • besuchteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • besuchtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • besuchtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • besuchteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • besuchteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • besuchtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • besuchtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • besuchtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • besuchtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • besuchtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • besuchtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Ich möchte meinen Freund in der kommenden Woche besuchen.

من دوست دارم تا هفتهٔ آینده با دوستم دیدار کنم.

Die Menschen, die die Schweiz besuchen, bewundern die Alpen.

افرادی که سوئیس بازدید می‌کنند، آلپ را تحسین می‌کنند.

Möchten Sie dieses Denkmal besuchen?

آیا می‌خواهید از این بنای یادبود بازدید کنید؟

Niemand kommt uns in diesem abgelegenen Dorf besuchen.

هیچکس در این روستای دور افتاده نمی‌آید ما را ملاقات کند.

Komm mich morgen besuchen.

فردا به دیدنم بیا.

Er ist mich besuchen gekommen.

برای دیدن من آمده است.

Soll ich dich in Japan besuchen kommen?

آی میخواهی در ژاپن بیام تو را ببنم؟

ترجمهٔ غیرمستقیم

wann geben Sie uns die Ehre, uns zu besuchen

کی افتخار خدمت بما می دهید

er kam, um mich zu besuchen

به دیدارم آمد

Tom besuchte Maria jeden Tag im Krankenhaus.

تام هر روز برای دیدن ماری به بیمارستان می‌رفت.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #4698777), cojiluc (fa #7323925), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #4808649), cojiluc (fa #6981159), tatoeba.org
  3. ۳: carlosalberto (de #9930676), cojiluc (fa #10728088), tatoeba.org
  4. ۴: a_coder (de #3565997), cojiluc (fa #7758177), tatoeba.org
  5. ۵: MUIRIEL (de #358409), AsliAbbasi (fa #888347), tatoeba.org
  6. ۶: kutschektar (de #8108272), AsliAbbasi (fa #905172), tatoeba.org
  7. ۷: Pfirsichbaeumchen (de #11806839), User77813 (fa #6575642), tatoeba.org
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: Pfirsichbaeumchen (de #10130103), Amirreza_Farid (fa #10245095), tatoeba.org
منابع و مجوزها