فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

منتصب شده

تأییدنشده

bestimmt نوع واژه نامشخص

نوع واژه نامشخص

  • منتصب شدهمُنتَصِب شُده(für Aufgabe)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • منصوب شدهمَنصوب شُده(für Aufgabe)تأییدنشده

صفت

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شناس((linguistics) designating an identified or immediately identifiable person or thing)تأییدنشده
  • شناسا((linguistics) designating an identified or immediately identifiable person or thing)تأییدنشده

قید

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • حتماhatmanحَتماً[hæt̪ʰ.mǽn](without question and beyond doubt)تأییدنشده

دستور زبانِ bestimmt

صفت

تلفظ
[bəˈʃtɪmt]
همهٔ صورت‌ها
  • bestimmtصفت مطلق
  • bestimmterصفت تفضیلی
  • am bestimmtestenصفت عالی
  • bestimmterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bestimmteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bestimmtesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bestimmteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bestimmtenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bestimmterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bestimmtenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bestimmterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bestimmtemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bestimmterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bestimmtemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bestimmtenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bestimmtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bestimmteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bestimmtesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bestimmteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bestimmteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bestimmteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bestimmteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bestimmtenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bestimmtenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bestimmtenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bestimmtenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bestimmtenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bestimmtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bestimmtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bestimmtenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bestimmtenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bestimmtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bestimmteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bestimmteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bestimmtenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bestimmterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • bestimmteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • bestimmtesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • bestimmtenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • bestimmtenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bestimmtenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bestimmtenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • bestimmtenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • bestimmtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bestimmtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bestimmtenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • bestimmtenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • bestimmtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bestimmteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bestimmtesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • bestimmtenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • bestimmtererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • bestimmtereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • bestimmteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • bestimmtereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • bestimmterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • bestimmtererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • bestimmterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • bestimmtererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • bestimmteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • bestimmtererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • bestimmteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • bestimmterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • bestimmterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • bestimmtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • bestimmteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • bestimmtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • bestimmtereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • bestimmtereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • bestimmtereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • bestimmterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • bestimmterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • bestimmterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • bestimmterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • bestimmterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • bestimmterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • bestimmterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • bestimmterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • bestimmterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • bestimmterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • bestimmtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • bestimmtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • bestimmterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • bestimmtererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • bestimmtereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • bestimmteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • bestimmterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • bestimmterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • bestimmterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • bestimmterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • bestimmterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • bestimmterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • bestimmterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • bestimmterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • bestimmterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • bestimmterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • bestimmtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • bestimmteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • bestimmterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • bestimmtesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bestimmtesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bestimmtestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bestimmtesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • bestimmtestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bestimmtesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bestimmtestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bestimmtesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • bestimmtestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bestimmtesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bestimmtestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bestimmtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • bestimmtestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bestimmtesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bestimmtestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bestimmtesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • bestimmtesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bestimmtesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bestimmtesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bestimmtestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bestimmtestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bestimmtestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bestimmtestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bestimmtestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bestimmtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bestimmtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bestimmtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bestimmtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bestimmtestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bestimmtesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bestimmtesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bestimmtestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bestimmtesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • bestimmtesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • bestimmtestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • bestimmtestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • bestimmtestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bestimmtestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bestimmtestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • bestimmtestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • bestimmtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bestimmtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bestimmtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • bestimmtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • bestimmtestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bestimmtesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bestimmtestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • bestimmtestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

قید

تلفظ
[bəˈʃtɪmt]

نوع واژه نامشخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Wir bestimmten ihn als unseren Vertreter.

ما او را به عنوان نماینده خود معرفی کردیم.

Es regnet heute bestimmt.

امروز مطمئنا باران می‌آید.

Dein Plan wird bestimmt gelingen.

نقشهٔ شما مطمئنا موفق خواهد شد.

Das Schicksal einer Gesellschaft wird dadurch bestimmt, wie sie ihre Lehrer achtet.

سرنوشت یک جامعه به چگونگی احترام به معلمانش تعیین می‌شود.

Auf der Bühne wird die Maske von der Rolle, im Leben wird die Rolle von der Maske bestimmt.

روی صحنه از روی نقش نقاب مشخص می‌شود، در زندگی از روی نقاب نقش مشخص می‌شود.

Das, was jemand von sich selbst denkt, bestimmt sein Schicksal.

آنچه هر نفر در مورد خودش فکر می‌کند، سرنوشتش را مشخص می‌کند.

Keinem wahren Genius lassen sich bestimmte Bahnen vorzeichnen.

هیچ نابغهٔ واقعی خود را در مسیر از پیش تعیین شده قرار نمی‌دهد.

Du bist bestimmt müde.

تو مطمئنا خسته هستی.

Das ist bestimmt ein Missverständnis.

این مطمئنا یک سوء تفاهم است.

Von einem bestimmten Punkt an gibt es keine Rückkehr. Dieser Punkt ist zu erreichen.

از یک نقطهٔ مشخص هیچ بازگشتی وجود ندارد. این نقطه در دسترس است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #719799), cojiluc (fa #7319254), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #2297165), cojiluc (fa #6837568), tatoeba.org
  3. ۳: Ole (de #381651), cojiluc (fa #6837569), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #2289130), cojiluc (fa #7562790), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #2297647), cojiluc (fa #7422586), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #1878719), cojiluc (fa #13035663), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #2479409), cojiluc (fa #12720565), tatoeba.org
  8. ۸: xtofu80 (de #394573), cojiluc (fa #6837566), tatoeba.org
  9. ۹: Pfirsichbaeumchen (de #3002129), cojiluc (fa #6837572), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #2503431), cojiluc (fa #12165029), tatoeba.org
منابع و مجوزها