فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تعیین کردن

تأییدنشده

ta'yin kardan

bestimmen فعل

فعل

  • تعیین کردنta'yin kardanتَعیین کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تعریفتن(to determine)تأییدنشده
  • تعریف کردنta'rif kardanتَعریف کَردَن[t̪ʰæʔ.ɹiːf kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
  • معین کردنمُعَیِن کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ bestimmen

فعل

تلفظ
[bəˈʃtɪmən]
همهٔ صورت‌ها
  • bestimmtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • bestimmenمعلوم، مصدر، حال
  • bestimmendمعلوم، participle، حال
  • bestimmtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • bestimmمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bestimmeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bestimmtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bestimmمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bestimmeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bestimmeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bestimmstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bestimmestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bestimmtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • bestimmeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bestimmenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • bestimmenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • bestimmtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bestimmetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bestimmenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • bestimmenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bestimmteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bestimmteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bestimmtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bestimmtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bestimmteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bestimmteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bestimmtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bestimmtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • bestimmtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • bestimmtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bestimmtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bestimmtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Wir bestimmten ihn als unseren Vertreter.

ما او را به عنوان نماینده خود معرفی کردیم.

Keinem wahren Genius lassen sich bestimmte Bahnen vorzeichnen.

هیچ نابغهٔ واقعی خود را در مسیر از پیش تعیین شده قرار نمی‌دهد.

Von einem bestimmten Punkt an gibt es keine Rückkehr. Dieser Punkt ist zu erreichen.

از یک نقطهٔ مشخص هیچ بازگشتی وجود ندارد. این نقطه در دسترس است.

Kann man aus dem Kreisumfang den Durchmesser bestimmen?

آیا می‌توان اندازهٔ قطر را از روی محیط دایره تعیین کرد؟

Der Abstand ist schwer zu bestimmen.

تعیین فاصله دشوار است.

bis zu einem bestimmten Grad

با کمی اغماض

bis zu einem bestimmten Grad

به اندازهٔ سر سوزنی

Stand, bestimmte Anzahl

نصاب

In der Linguistik gibt es die Sapir-Whorf-Hypothese, die besagt, dass bestimmte Gedanken einer Person, die in einer Sprache gedacht sind, nicht verstanden werden können, von Personen, die in einer anderen Sprache leben.

در زبان‌شناسی، فرضیه‌ی ساپیر-ورف می‌گوید که برخی افکار یک فرد در یک زبان برای افرادی که در زبان دیگری زندگی می‌کنند، قابل فهم نیست.

ترجمهٔ غیرمستقیم

eine bestimmte Sache vorziehen

موضوع خاصی را در پیش کشیدن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #719799), cojiluc (fa #7319254), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2479409), cojiluc (fa #12720565), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #2503431), cojiluc (fa #12165029), tatoeba.org
  4. ۴: xtofu80 (de #455215), cojiluc (fa #8028876), tatoeba.org
  5. ۵: Trebalor (de #3335404), cojiluc (fa #6903713), tatoeba.org
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: Tamy (de #2104820), ghasemkiani (fa #773696), tatoeba.org
  10. ۱۰: farhang von ckh
منابع و مجوزها