فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دلواپس

delvâpas[d̪el.vɒː.pʰǽs]

besorgt صفت

صفت

  • دلواپسdelvâpasدِل واپَس[d̪el.vɒː.pʰǽs](anxious or concerned)
  • نگرانnegarânنِگَران[ne.ɡʲæ.ɹɒːn](anxious or concerned)(thinking about unpleasant things that have happened or that might happen)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مضطربmoztarebمُضطَرِب[moz.t̪ʰæ.ɹeb̥]تأییدنشده
  • دغدغه خاطردَغدَغه خاطِرتأییدنشده

دستور زبانِ besorgt

صفت

تلفظ
[bəˈzɔʁkt]
همهٔ صورت‌ها
  • besorgterصفت تفضیلی
  • am besorgtestenصفت عالی
  • besorgterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • besorgteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • besorgtesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • besorgteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • besorgtenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • besorgterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • besorgtenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • besorgterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • besorgtemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • besorgterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • besorgtemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • besorgtenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • besorgtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • besorgteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • besorgtesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • besorgteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • besorgteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • besorgteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • besorgteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • besorgtenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • besorgtenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • besorgtenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • besorgtenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • besorgtenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • besorgtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • besorgtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • besorgtenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • besorgtenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • besorgtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • besorgteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • besorgteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • besorgtenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • besorgterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • besorgteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • besorgtesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • besorgtenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • besorgtenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • besorgtenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • besorgtenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • besorgtenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • besorgtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • besorgtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • besorgtenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • besorgtenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • besorgtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • besorgteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • besorgtesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • besorgtenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • besorgtererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • besorgtereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • besorgteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • besorgtereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • besorgterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • besorgtererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • besorgterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • besorgtererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • besorgteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • besorgtererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • besorgteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • besorgterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • besorgterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • besorgtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • besorgteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • besorgtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • besorgtereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • besorgtereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • besorgtereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • besorgterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • besorgterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • besorgterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • besorgterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • besorgterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • besorgterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • besorgterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • besorgterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • besorgterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • besorgterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • besorgtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • besorgtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • besorgterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • besorgtererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • besorgtereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • besorgteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • besorgterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • besorgterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • besorgterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • besorgterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • besorgterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • besorgterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • besorgterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • besorgterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • besorgterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • besorgterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • besorgtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • besorgteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • besorgterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • besorgtesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • besorgtesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • besorgtestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • besorgtesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • besorgtestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • besorgtesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • besorgtestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • besorgtesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • besorgtestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • besorgtesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • besorgtestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • besorgtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • besorgtestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • besorgtesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • besorgtestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • besorgtesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • besorgtesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • besorgtesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • besorgtesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • besorgtestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • besorgtestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • besorgtestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • besorgtestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • besorgtestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • besorgtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • besorgtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • besorgtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • besorgtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • besorgtestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • besorgtesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • besorgtesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • besorgtestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • besorgtesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • besorgtesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • besorgtestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • besorgtestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • besorgtestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • besorgtestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • besorgtestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • besorgtestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • besorgtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • besorgtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • besorgtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • besorgtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • besorgtestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • besorgtesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • besorgtestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • besorgtestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

Sie sind um den Frieden besorgt.

آنها برای صلح نگران هستند.

Ich war besorgt.

من نگران بودم.

Warum bist du so besorgt?

چرا اینقدر نگران هستی؟

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #5355200), cojiluc (fa #9889785), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2201634), cojiluc (fa #9889765), tatoeba.org
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #2773265), AsliAbbasi (fa #1085100), tatoeba.org
منابع و مجوزها