فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کثیف کردن

تأییدنشده

beschmutzen فعل

فعل

  • کثیف کردنکَثیف کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • متلوث کردنمُتَلَوَث کَردَنتأییدنشده
  • لوث کردنلوث کَردَنتأییدنشده
  • چرک کردنچِرک کَردَنتأییدنشده
  • خاکی کردن(to make dirty)تأییدنشده
  • لکه کردنتأییدنشده

دستور زبانِ beschmutzen

فعل

تلفظ
[bəˈʃmʊt͡sn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • beschmutztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • beschmutzendمعلوم، participle، حال
  • beschmutztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • beschmutzمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beschmutzeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beschmutztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beschmutzeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • beschmutzeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • beschmutztمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beschmutzestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • beschmutztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • beschmutzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • beschmutztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beschmutzetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • beschmutzteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • beschmutzteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beschmutztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • beschmutztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beschmutzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • beschmutzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • beschmutztenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • beschmutztenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • beschmutztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • beschmutztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • beschmutztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • beschmutztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Tom darf den Schreibtisch nicht besudeln und beschmutzen.

تام حق ندارد میز تحریر را کثیف و آلوده کند.

Hier rechtfertigten die Ziele alle Mittel, und so beschmutzten die Mittel alle Ziele.

اینجا اهداف وسیله‌ها را توجیه می‌کنند و وسیله‌ها همه اهداف را آلوده می‌کنند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: list (de #7053903), cojiluc (fa #8107823), tatoeba.org
  2. ۲: AqQoyriq_1 (de #5401755), cojiluc (fa #13122180), tatoeba.org
منابع و مجوزها