فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گشاده زبان

تأییدنشده

beredt صفت

صفت

  • گشاده زبانگُشادهِ زَبانتأییدنشده

دستور زبانِ beredt

صفت

تلفظ
[bəˈʁeːt]
همهٔ صورت‌ها
  • beredtصفت مطلق
  • beredterصفت تفضیلی
  • am beredtestenصفت عالی
  • beredterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • beredteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • beredtesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • beredteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • beredtenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • beredterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • beredtenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • beredterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • beredtemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • beredterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • beredtemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • beredtenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • beredtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • beredteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • beredtesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • beredteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • beredteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • beredteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • beredteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • beredtenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • beredtenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • beredtenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • beredtenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • beredtenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • beredtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • beredtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • beredtenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • beredtenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • beredtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • beredteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • beredteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • beredtenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • beredterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • beredteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • beredtesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • beredtenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • beredtenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • beredtenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • beredtenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • beredtenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • beredtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • beredtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • beredtenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • beredtenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • beredtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • beredteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • beredtesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • beredtenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • beredtererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • beredtereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • beredteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • beredtereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • beredterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • beredtererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • beredterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • beredtererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • beredteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • beredtererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • beredteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • beredterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • beredterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • beredtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • beredteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • beredtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • beredtereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • beredtereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • beredtereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • beredterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • beredterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • beredterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • beredterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • beredterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • beredterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • beredterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • beredterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • beredterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • beredterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • beredtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • beredtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • beredterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • beredtererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • beredtereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • beredteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • beredterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • beredterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • beredterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • beredterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • beredterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • beredterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • beredterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • beredterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • beredterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • beredterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • beredtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • beredteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • beredterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • beredtesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • beredtesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • beredtestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • beredtesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • beredtestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • beredtesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • beredtestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • beredtesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • beredtestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • beredtesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • beredtestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • beredtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • beredtestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • beredtesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • beredtestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • beredtesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • beredtesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • beredtesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • beredtesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • beredtestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • beredtestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • beredtestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • beredtestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • beredtestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • beredtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • beredtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • beredtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • beredtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • beredtestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • beredtesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • beredtesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • beredtestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • beredtesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • beredtesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • beredtestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • beredtestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • beredtestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • beredtestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • beredtestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • beredtestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • beredtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • beredtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • beredtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • beredtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • beredtestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • beredtesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • beredtestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • beredtestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

Die Augen sind beredter als der Mund.

چشمان شیواتر از دهان هستند.

Manches Schweigen ist eine beredte Antwort.

گاهی سکوت یک پاسخ شیوا است.

Die Augen sind beredter als der Mund.

چشمان گویاتر از دهان هستند.

seine Augen sind beredt

چشمانش مجابم کرد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #5113092), cojiluc (fa #8367868), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2116159), cojiluc (fa #8367866), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #5113092), cojiluc (fa #8367877), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
منابع و مجوزها