فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

حسادت ورزیدن

beneiden فعل

فعل

  • حسادت ورزیدن(to feel displeasure towards (someone) because of their good fortune, possessions)
  • رشک ورزیدن(to feel displeasure towards (someone) because of their good fortune, possessions)

دستور زبانِ beneiden

فعل

تلفظ
[bəˈnaɪ̯dn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • beniedاول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • beneidetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • beniedenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • beneidendمعلوم، participle، حال
  • beneidetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • beneideمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beneidمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beneidetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beneideمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • beneideمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • beneidestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beneidestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • beneidetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • beneideمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • beneidetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beneidetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • beneideteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • beneideteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beneidetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • beneidetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beneideteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • beneideteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • beneidetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • beneidetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • beneidetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • beneidetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • beneidetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • beneidetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

er wird beneidet

محسود میشود

jem. um etwas beneiden

به کسی برای چیزی غبطه خوردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها