فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

لاییدن

bellen فعل

فعل

  • لاییدنلاییدَن(to make a loud noise (dogs))
  • پارس کردنپارس کَردَن(to make a loud noise (dogs))
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • عوعو کردنعوعو کَردَنتأییدنشده
  • هاپ کردن(to make a loud noise (dogs))تأییدنشده

دستور زبانِ bellen

فعل

تلفظ
[ˈbɛlən]
همهٔ صورت‌ها
  • gebelltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • bellendمعلوم، participle، حال
  • gebelltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • bellمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • belleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • belltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • belleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • belleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bellstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bellestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • belltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • belleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • belltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • belletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bellteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bellteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • belltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • belltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bellteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bellteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • belltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • belltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • belltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • belltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • belltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • belltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Ein kluger Hund bellt nie ohne Grund.

یک سگ عاقل هرگز بی دلیل پارس نمی‌کند.

Ein Hund, der immer bellt, bekommt wenig Aufmerksamkeit.

یک سگ که همیشه پارس می‌کند توجه کمتری دریافت می‌کند.

Ein alter Hund bellt nicht umsonst.

سگ پیر بی دلیل پارس نمی‌کند.

Lass die Leute reden und die Hunde bellen.

بگذار مردم حرف بزنند و سگها پارس کنند.

Die Hunde bellen, aber die Karawane zieht weiter.

سگها پارس می‌کنند، اما کاروان گذر می‌کند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1000717), cojiluc (fa #8287071), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #5077600), cojiluc (fa #6959846), tatoeba.org
  3. ۳: Adelpa (de #9822216), cojiluc (fa #10770847), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #2185985), cojiluc (fa #8307332), tatoeba.org
  5. ۵: Adelpa (de #8375539), cojiluc (fa #12190776), tatoeba.org
منابع و مجوزها