فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دشنام

تأییدنشده

beleidigen فعل

فعل

  • دشنامدُشنامتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • آبروی کسی را بردنآبرویِ کِسی را بُردَنتأییدنشده
  • کسی را اهانت کردنکِسی را اِهانَت کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ beleidigen

فعل

تلفظ
[bəˈlaɪ̯dɪɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • beleidigtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • beleidigenمعلوم، مصدر، حال
  • beleidigendمعلوم، participle، حال
  • beleidigtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • beleidigمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beleidigeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beleidigtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beleidigeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • beleidigeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • beleidigstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beleidigestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • beleidigtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • beleidigeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • beleidigenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • beleidigenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • beleidigtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beleidigetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • beleidigenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • beleidigenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • beleidigteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • beleidigteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beleidigtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • beleidigtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beleidigteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • beleidigteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • beleidigtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • beleidigtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • beleidigtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • beleidigtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • beleidigtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • beleidigtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Er begann, mich in allen Sprachen zu beleidigen.

او شروع به توهین به من در همهٔ زبانها کرد.

Er ist die Person, welche mich vorgestern beleidigte.

او کسیست که پریروز به من توهین کرد.

Dieser Brief enthält heikle Informationen, die manche Personen beleidigen können.

این نامه شامل اطلاعات حساسی است که می‌تواند بعضی اشخاص را آزرده کند.

Ich wollte niemanden beleidigen.

من نمی‌خواستم به هیچکس توهین کنم.

Entschuldige! Ich wollte dich nicht beleidigen.

ببخشید! من نمی‌خواستم به تو توهین کنم.

Beleidige niemanden!

به کسی حمله نکن!

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #4645364), cojiluc (fa #7441024), tatoeba.org
  2. ۲: al_ex_an_der (de #2106873), cojiluc (fa #7423441), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #1468472), cojiluc (fa #11915808), tatoeba.org
  4. ۴: raggione (de #6368426), cojiluc (fa #7441028), tatoeba.org
  5. ۵: Pfirsichbaeumchen (de #3457101), cojiluc (fa #7441031), tatoeba.org
  6. ۶: Yorwba (de #10311724), kuarash (fa #3842724), tatoeba.org
منابع و مجوزها