فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شکایت کردن

تأییدنشده

šekâyat kardan

beklagen فعل

فعل

  • شکایت کردنšekâyat kardanشِکایَت کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مشتکی شدنمُشتَکی شُدَنتأییدنشده

دستور زبانِ beklagen

فعل

تلفظ
[bəˈklaːɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • beklagtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • beklagenمعلوم، مصدر، حال
  • beklagendمعلوم، participle، حال
  • beklagtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • beklagمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beklageمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beklagtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beklagetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beklageمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • beklageمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • beklagstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beklagestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beklagestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • beklagtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • beklagetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • beklageمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • beklagenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • beklagenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • beklagtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beklagetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beklagetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • beklagenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • beklagenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • beklagteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • beklageteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • beklagteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beklageteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beklagtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • beklagetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • beklagtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beklagetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beklagteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • beklageteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • beklagteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • beklageteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • beklagtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • beklagetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • beklagtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • beklagetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • beklagtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • beklagetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • beklagtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • beklagetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • beklagtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • beklagetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • beklagtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • beklagetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • Höflichkeitsformوجه امری، حال

مثال‌ها

Tom beklagt sich nahezu nie über etwas.

تام تقریبا هیچوقت گله نمیکند.

Sie beklagt sich immer über ihren Lehrer.

او همیشه از آموزگارش گلایه می‌کند.

Sie beklagte, dass mein Gehalt zu niedrig ist.

او شکایت کرد که حقوق من بسیار پایین است.

Er hat sich bei mir über meinen kleinen Lohn beklagt.

او برای حقوق کم من به من غر می زد.

Sie hat sich bei mir über meinen kleinen Lohn beklagt.

او برای حقوق کم من به من غر می زد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: freddy1 (de #2856319), Suroosh (fa #10147039), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #1413763), cojiluc (fa #9859819), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #1413740), cojiluc (fa #7455365), tatoeba.org
  4. ۴: kutschektar (de #8106338), pedrampc68 (fa #510648), tatoeba.org
  5. ۵: kutschektar (de #8115958), pedrampc68 (fa #510648), tatoeba.org
منابع و مجوزها