فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

حفظ کردن

تأییدنشده

hefz kardan[hefz kʰʲæɹ.d̪ǽn]

behalten فعل

فعل

  • حفظ کردنhefz kardanحِفظ کَردَن[hefz kʰʲæɹ.d̪ǽn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نگه داشتنnegah dâštanنِگه داشتَنتأییدنشده

دستور زبانِ behalten

فعل

تلفظ
[bəˈhaltn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • behaltenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • behaltenمعلوم، مصدر، حال
  • behaltendمعلوم، participle، حال
  • behaltenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • behaltمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • behalteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • behaltetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • behalteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • behalteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • behältstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • behaltestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • behältمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • behalteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • behaltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • behaltenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • behaltetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • behaltetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • behaltenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • behaltenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • behieltمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • behielteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • behieltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • behieltstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • behieltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • behieltمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • behielteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • behieltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • behieltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • behieltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • behieltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • behieltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • behieltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • behaltenerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • behalteneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • behaltenesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • behalteneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • behaltenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • behaltenerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • behaltenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • behaltenerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • behaltenemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • behaltenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • behaltenemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • behaltenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • behaltenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • behalteneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • behaltenesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • behalteneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • behalteneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • behalteneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • behalteneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • behaltenenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • behaltenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • behaltenenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • behaltenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • behaltenenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • behaltenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • behaltenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • behaltenenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • behaltenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • behaltenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • behalteneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • behalteneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • behaltenenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • behaltenerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • behalteneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • behaltenesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • behaltenenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • behaltenenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • behaltenenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • behaltenenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • behaltenenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • behaltenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • behaltenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • behaltenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • behaltenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • behaltenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • behalteneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • behaltenesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • behaltenenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Das Gedächtnis ist ein sonderbares Sieb: Es behält alles Gute von uns und alles Üble von den anderen.

حافظه یک غربال ویژه است: همهٔ خوبی‌های ما و همهٔ بدی‌های دیگران را حفظ می‌کند.

Was man mit Gewalt gewinnt, kann man nur mit Gewalt behalten.

آنجه با خشونت به دست می‌آید، فقط با خشونت می‌تواند حفظ شود.

Freunde finden ist leicht, sie behalten schwer.

دوست پیدا کردن آسان است، حفظ کردنش دشوار است.

Ändere deine Meinungen, aber bleibe deinen Prinzipien treu; ändere deine Blätter, aber behalte deine Wurzeln.

عقیده‌هایت را عوض کن، اما به اصولت وفادار باش؛ برگهایت را عوض کن، اما ریشه‌هایت را حفظ کن.

Wenn ich wüsste, was Kunst ist, würde ich es für mich behalten.

اگر می‌دانستم هنر چیست، آن را برای خودم نگه می‌داشتم.

Schenken heißt, einem anderen das geben, was man selber gern behalten möchte.

بخشیدن یعنی به دیگری چیزی دهیم که خود دوست داریم آن را داشته باشیم.

Behalte einen kühlen Kopf.

خونسری خود ت را حفظ کن.

Kann ich das behalten?

می‌توانم آن را نگه دارم؟

Ich kann nichts bei mir behalten

من همه غذا و نوشیدنی ها رو بالا اوردم

Bitte behalte das für dich.

لطفا آن را محرمانه نگه دارید.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1364004), cojiluc (fa #8157582), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2437764), cojiluc (fa #10803864), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #5201775), cojiluc (fa #8213792), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #6646012), cojiluc (fa #8143650), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #2756905), cojiluc (fa #12163044), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #1185978), cojiluc (fa #8140577), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #3923831), reto (fa #4506992), tatoeba.org
  8. ۸: Sudajaengi (de #931300), Schahrzad (fa #3816973), tatoeba.org
  9. ۹: Refugee Phrasebook (refugeephrasebook.de)
  10. ۱۰: jakov (de #544591), pliiganto (fa #792023), tatoeba.org
منابع و مجوزها