فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تنگ

تأییدنشده

tang[t̪ʰæɲɡʲ̥]

begrenzt
صفت تفضیلی:
begrenzter
صفت عالی:
am begrenztesten
صفت

مثال با begrenzt

۱Ihre Ansicht ist begrenzt.

دیدگاهش محدود است.

صفت

  • تنگtangتَنگ[t̪ʰæɲɡʲ̥](having small width)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • محدودmahdudمَحدود[mæɦ.d̪úːd̪̥](beschränkt)تأییدنشده
  • محصورmahsurمَحصور[mæɦ.súːɹ](beschränkt)تأییدنشده
  • معدودma'dudمَعدود[mæʔ.d̪úːd̪̥](beschränkt)تأییدنشده
  • منحصرmonhaserمُنحَصِر[mon.hæ.seɹ](beschränkt)تأییدنشده
  • کرانیکَرانی(beschränkt)تأییدنشده

دستور زبانِ begrenzt

صفت

تلفظ
[bəˈɡʁɛnt͡st]
همهٔ صورت‌ها
  • begrenztصفت مطلق
  • begrenzterصفت تفضیلی
  • am begrenztestenصفت عالی
  • begrenzterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • begrenzteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • begrenztesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • begrenzteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • begrenztenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • begrenzterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • begrenztenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • begrenzterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • begrenztemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • begrenzterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • begrenztemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • begrenztenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • begrenztenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • begrenzteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • begrenztesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • begrenzteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • begrenzteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • begrenzteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • begrenzteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • begrenztenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • begrenztenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • begrenztenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • begrenztenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • begrenztenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • begrenztenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • begrenztenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • begrenztenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • begrenztenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • begrenztenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • begrenzteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • begrenzteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • begrenztenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • begrenzterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • begrenzteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • begrenztesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • begrenztenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • begrenztenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • begrenztenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • begrenztenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • begrenztenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • begrenztenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • begrenztenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • begrenztenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • begrenztenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • begrenztenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • begrenzteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • begrenztesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • begrenztenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • begrenztererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • begrenztereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • begrenzteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • begrenztereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • begrenzterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • begrenztererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • begrenzterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • begrenztererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • begrenzteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • begrenztererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • begrenzteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • begrenzterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • begrenzterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • begrenztereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • begrenzteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • begrenztereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • begrenztereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • begrenztereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • begrenztereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • begrenzterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • begrenzterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • begrenzterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • begrenzterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • begrenzterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • begrenzterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • begrenzterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • begrenzterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • begrenzterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • begrenzterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • begrenztereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • begrenztereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • begrenzterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • begrenztererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • begrenztereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • begrenzteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • begrenzterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • begrenzterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • begrenzterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • begrenzterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • begrenzterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • begrenzterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • begrenzterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • begrenzterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • begrenzterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • begrenzterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • begrenztereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • begrenzteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • begrenzterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • begrenztesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • begrenztesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • begrenztestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • begrenztesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • begrenztestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • begrenztesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • begrenztestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • begrenztesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • begrenztestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • begrenztesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • begrenztestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • begrenztestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • begrenztestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • begrenztesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • begrenztestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • begrenztesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • begrenztesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • begrenztesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • begrenztesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • begrenztestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • begrenztestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • begrenztestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • begrenztestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • begrenztestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • begrenztestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • begrenztestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • begrenztestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • begrenztestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • begrenztestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • begrenztesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • begrenztesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • begrenztestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • begrenztesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • begrenztesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • begrenztestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • begrenztestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • begrenztestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • begrenztestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • begrenztestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • begrenztestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • begrenztestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • begrenztestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • begrenztestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • begrenztestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • begrenztestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • begrenztesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • begrenztestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • begrenztestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

۱Ihre Ansicht ist begrenzt.

دیدگاهش محدود است.

۲Angesichts seiner begrenzten Fähigkeiten können wir nicht erwarten, dass er erfolgreich sein wird.

نظر به توانایی‌های محدودش، نمی‌توانیم از او انتظار داشته باشیم که موفق شود.

۳Unsere Ressourcen sind begrenzt.

منابع ما محدود است.

۴Deine Zeit ist begrenzt, also verschwende sie nicht damit, das Leben eines anderen zu leben.

وقتت محدود است، بنابراین با تجربه کردن زندگی دیگری آن را هدر نده.

۵Wenn deine Mittel begrenzt sind, dann musst du Prioritäten setzen.

هنگامی که ملزوماتت محدود هستند، باید اولویت بندی کنی.

۶Des Menschen Wissen ist begrenzt.

دانش انسان محدود است.

۷Die Anzahl der Karten begrenzt.

تعداد بلیتها محدود است.

۸Phantasie ist wichtiger als Wissen, denn Wissen ist begrenzt.

تخیل مهمتر از علم است، زیرا علم محدود است.

۹Wir haben jetzt eine begrenzte Anzahl von Möglichkeiten.

ما اکنون یک تعداد محدودی فرصت داریم.

۱۰ein begrenzter Teil des Ganzen

جزء محدودی است از کل

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #3650766), cojiluc (fa #9972352), Tatoeba
  2. ۲: raggione (de #2660569), cojiluc (fa #7486284), Tatoeba
  3. ۳: dinkel_girl (de #3136860), cojiluc (fa #7069056), Tatoeba
  4. ۴: Adelpa (de #7771194), cojiluc (fa #13194575), Tatoeba
  5. ۵: Esperantostern (de #661404), cojiluc (fa #10346472), Tatoeba
  6. ۶: Manfredo (de #4932775), cojiluc (fa #7069060), Tatoeba
  7. ۷: Esperantostern (de #2136697), cojiluc (fa #8364531), Tatoeba
  8. ۸: Esperantostern (de #1301404), cojiluc (fa #7069067), Tatoeba
  9. ۹: Esperantostern (de #4647605), cojiluc (fa #8364536), Tatoeba
  10. ۱۰: farhang von ckh
منابع و مجوزها