فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آرزو کردن

[ʔɒːɹ.(e)zúː]

begehren فعل

فعل

  • آرزو کردنآرِزو کَردَن[ʔɒːɹ.(e)zúː](want emotionally or sexually)(wish for earnestly)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خواستنxâstanخواستَن[xɒːs.t̪ʰǽn](want emotionally or sexually)(wish for earnestly)تأییدنشده
  • به چیزی طمع کردنبه چیزی طَمَع کَردَنتأییدنشده
  • طمع ورزیدنطَمَع وَرزیدَنتأییدنشده
  • میل داشتنmeyl dâštanمِیل داشتَن[mejl̥ d̪ɒːʃ.t̪ʰǽn]تأییدنشده
  • هوس کردنhavas kardan((transitive) to want strongly)تأییدنشده
  • درخواست کردنdarxâst kardanدَرخواست کَردَن[d̪æɹ.xɒ́ːst̪ʰ kʰʲæɹ.d̪ǽn](to express the need or desire for)تأییدنشده

دستور زبانِ begehren

فعل

تلفظ
[bəˈɡeːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • begehrtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • begehrendمعلوم، participle، حال
  • begehrtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • begehrمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • begehreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • begehrtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • begehreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • begehreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • begehrstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • begehrestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • begehrtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • begehreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • begehrtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • begehretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • begehrteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • begehrteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • begehrtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • begehrtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • begehrteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • begehrteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • begehrtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • begehrtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • begehrtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • begehrtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • begehrtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • begehrtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Wir neigen zum Verbotenen immer und begehren Versagtes.

ما همیشه به ممنوعات گرایش داریم و به محرمات چشم داریم.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2742308), cojiluc (fa #12690660), tatoeba.org
منابع و مجوزها