فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

فرمودن

farmudan[fæɹ.muː.d̪æn]

befehlen فعل

فعل

  • فرمودنfarmudanفَرمودَن[fæɹ.muː.d̪æn](to issue a command)
  • فرمان دادنفَرمان دادَن
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • امر دادناَمر دادَنتأییدنشده
  • فرمایش دادنفَرمایِش دادَنتأییدنشده
  • حکم راندنتأییدنشده
  • دستور دادندَستور دادَنتأییدنشده
  • مجبور کردنmajbur kardan[mæd͡ʒ.buːɹ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ befehlen

فعل

تلفظ
[bəˈfeːlən]
همهٔ صورت‌ها
  • befohlenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • befehlendمعلوم، participle، حال
  • befohlenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • befiehlمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • befehltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • befehleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • befehleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • befiehlstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • befehlestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • befiehltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • befehleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • befehltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • befehletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • befahlمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • befähleمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beföhleمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • befahlstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • befählestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • befählstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beföhlestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beföhlstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • befahlمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • befähleمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • beföhleمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • befahlenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • befählenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • beföhlenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • befahltمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • befähletمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • befähltمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • beföhletمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • beföhltمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • befahlenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • befählenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • beföhlenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Wer befehlen will, muss auch gehorchen lernen.

کسی که می‌خواهد فرمان دهد، باید فرمان‌برداری هم بیاموزد.

Ich will nicht befehlen, sondern dich bitten.

نمی‌خواهم فرمان دهم، اما خواهش کنم.

Nur wer gehorchen kann, darf später auch befehlen.

فقط کسی که می‌تواند فرمان‌برداری کند، اجازه دارد بعدا فرمان دهد.

Wer befehlen will, muss gehorchen lernen.

کسی که می‌خواهد فرمان دهد باید اطاعت کردن بیاموزد.

Wer befehlen will, muss gehorchen lernen.

کسی که می‌خواهد فرمان دهد باید فرمان‌برداری بیاموزد.

Das Herz lässt sich nicht befehlen.

قلب به خود اجازهٔ دستور دادن نمی‌دهد.

Niemand hat das Recht, mir zu befehlen, was ich tun soll.

هیچکس حق ندارد به من دستور دهد چه باید بکنم.

jem. zu sich befehlen

کسی را به حضور طلبیدن

du hast uns nichts zu befehlen

به ما امر و نهی نکن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #5401777), cojiluc (fa #6927081), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #4059463), cojiluc (fa #6927080), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #1139111), cojiluc (fa #6927085), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #1918896), cojiluc (fa #6927073), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #1918896), cojiluc (fa #6927075), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #5371848), cojiluc (fa #7345648), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #3562652), cojiluc (fa #6927087), tatoeba.org
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
منابع و مجوزها