فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مشروط

تأییدنشده

bedingt صفت

صفت

  • مشروط(Recht: auf Bewährung)(mit Einschränkungen möglich)(nur unter bestimmten Bedingungen geschehend)تأییدنشده

دستور زبانِ bedingt

صفت

تلفظ
[bəˈdɪŋt]
همهٔ صورت‌ها
  • bedingterصفت تفضیلی
  • am bedingtestenصفت عالی
  • bedingterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bedingteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bedingtesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bedingteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bedingtenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bedingterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bedingtenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bedingterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bedingtemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bedingterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bedingtemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bedingtenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bedingtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bedingteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bedingtesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bedingteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bedingteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bedingteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bedingteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bedingtenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bedingtenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bedingtenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bedingtenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bedingtenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bedingtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bedingtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bedingtenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bedingtenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bedingtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bedingteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bedingteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bedingtenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bedingterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • bedingteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • bedingtesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • bedingtenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • bedingtenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bedingtenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bedingtenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • bedingtenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • bedingtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bedingtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bedingtenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • bedingtenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • bedingtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bedingteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bedingtesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • bedingtenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • bedingtererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • bedingtereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • bedingteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • bedingtereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • bedingterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • bedingtererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • bedingterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • bedingtererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • bedingteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • bedingtererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • bedingteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • bedingterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • bedingterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • bedingtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • bedingteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • bedingtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • bedingtereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • bedingtereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • bedingtereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • bedingterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • bedingterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • bedingterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • bedingterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • bedingterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • bedingterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • bedingterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • bedingterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • bedingterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • bedingterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • bedingtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • bedingtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • bedingterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • bedingtererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • bedingtereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • bedingteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • bedingterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • bedingterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • bedingterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • bedingterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • bedingterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • bedingterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • bedingterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • bedingterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • bedingterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • bedingterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • bedingtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • bedingteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • bedingterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • bedingtesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bedingtesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bedingtestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bedingtesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • bedingtestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bedingtesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bedingtestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bedingtesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • bedingtestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bedingtesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bedingtestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bedingtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • bedingtestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bedingtesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bedingtestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bedingtesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • bedingtesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bedingtesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bedingtesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bedingtestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bedingtestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bedingtestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bedingtestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bedingtestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bedingtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bedingtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bedingtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bedingtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bedingtestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bedingtesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bedingtesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bedingtestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bedingtesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • bedingtesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • bedingtestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • bedingtestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • bedingtestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bedingtestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bedingtestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • bedingtestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • bedingtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bedingtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bedingtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • bedingtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • bedingtestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bedingtesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bedingtestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • bedingtestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

Ein altes Loch bedingt eine neue Naht.

یک سوراخ قدیمی باعث یک درز جدید می‌شود.

durch den Verkehr bedingte Verzögerungen

تأخیر مشروطه بدلیل ترافیک غلیظ

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #5353152), cojiluc (fa #8192277), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها