فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خدمت کردن

تأییدنشده

bedienen فعل

فعل

  • خدمت کردنخِدمَت کَردَن(to serve)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • اداره کردنedâre kardanاِداره کَردَن[ʔe.d̪ɒː.ɹé kʰʲæɹ.d̪ǽn](Gerät)تأییدنشده
  • عمل کردنamal kardanعَمَل کَردَن[ʔæ.mǽl̥ kʰʲæɹ.d̪ǽn](Gerät)تأییدنشده
  • نوکری کردننوکَری کَردَن(Kellner)تأییدنشده
  • پیشخدمتی کردنپیشخِدمَتی کَردَن(Kellner)تأییدنشده

دستور زبانِ bedienen

فعل

تلفظ
[bəˈdiːnən]
همهٔ صورت‌ها
  • bedientparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • bedienenمعلوم، مصدر، حال
  • bedienendمعلوم، participle، حال
  • bedientparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • bedienمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bedieneمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bedientمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bedienetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bedienمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bedieneمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bedieneمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bedienstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bedienestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bedientمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • bedieneمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bedienenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • bedienenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • bedientمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bedienetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bedienetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bedienenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • bedienenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bedienteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bedieneteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bedienteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bedieneteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bedientestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bedienetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bedientestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bedienetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bedienteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bedieneteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bedienteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bedieneteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bedientenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bedienetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bedientenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • bedienetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • bedientetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • bedienetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • bedientetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bedienetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bedientenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bedienetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bedientenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bedienetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bedientparticiple، گذشتهٔ نقلی، reflexive
  • Höflichkeitsformوجه امری، حال، reflexive

مثال‌ها

Habe den Mut, dich deines eigenen Verstandes zu bedienen!

جرأت این را داشته باش تا فکر خود را به خدمت بگیری.

sich einer Sache bedienen

از چیزی استفاده کردن

bitte, bedienen Sie sich

بفرمائید چرا تعارف میکنید

sich der Gewalt bedienen

به زور متوسل شدن

Bitte bedienen Sie sich selbst beim Kuchen.

بفرمایید از کیک میل کنید.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Adelpa (de #11784418), cojiluc (fa #12133418), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: landano (de #444803), User103370 (fa #10710497), tatoeba.org
منابع و مجوزها