فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پختن

poxtan[pʰox.t̪ʰǽn]

backen فعل

فعل

  • پختنpoxtanپُختَن[pʰox.t̪ʰǽn](to cook in an oven)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پختتأییدنشده

دستور زبانِ backen

فعل

تلفظ
[ˈbakn̩], [ˈbakŋ̍]
همهٔ صورت‌ها
  • gebackenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • backenمعلوم، مصدر، irregular، حال
  • backendمعلوم، irregular، participle، حال
  • gebackenirregular، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • backمعلوم، وجه امری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • backeمعلوم، وجه امری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • backtمعلوم، وجه امری، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص
  • backeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، حال، مفرد
  • backeمعلوم، اول‌شخص، irregular، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bäckstمعلوم، وجه اخباری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • backestمعلوم، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bäcktمعلوم، وجه اخباری، irregular، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • backeمعلوم، irregular، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • backenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، جمع، حال
  • backenمعلوم، اول‌شخص، irregular، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • backtمعلوم، وجه اخباری، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص
  • backetمعلوم، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • backenمعلوم، وجه اخباری، irregular، جمع، حال، سوم‌شخص
  • backenمعلوم، irregular، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bukمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bükeمعلوم، اول‌شخص، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bukstمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bükestمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bükstمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bukمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bükeمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bukenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bükenمعلوم، اول‌شخص، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • buktمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • büketمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • büktمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bukenمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bükenمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • backenمعلوم، مصدر، حال، regular
  • backendمعلوم، participle، حال، regular
  • gebacktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، regular
  • backمعلوم، وجه امری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • backeمعلوم، وجه امری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • backtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، regular، دوم‌شخص
  • backetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، regular، دوم‌شخص
  • backeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، regular، مفرد
  • backeمعلوم، اول‌شخص، حال، regular، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • backstمعلوم، وجه اخباری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • backestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • backestمعلوم، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • backtمعلوم، وجه اخباری، حال، regular، مفرد، سوم‌شخص
  • backetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، regular، مفرد، سوم‌شخص
  • backeمعلوم، حال، regular، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • backenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، regular
  • backenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، regular، وجه التزامی نوع اول
  • backtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، regular، دوم‌شخص
  • backetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، regular، دوم‌شخص
  • backetمعلوم، جمع، حال، regular، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • backenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، regular، سوم‌شخص
  • backenمعلوم، جمع، حال، regular، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • backteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد
  • backteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • backtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • backtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، regular، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • backteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، سوم‌شخص
  • backteمعلوم، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • backtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular
  • backtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، وجه التزامی نوع دوم
  • backtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، دوم‌شخص
  • backtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • backtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، سوم‌شخص
  • backtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • gebacktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی

مثال‌ها

Eile backt das Brot, aber sie backt es schlecht.

عجله نان را می‌پزد، اما آن را بد می‌پزد.

Meine Mutter backt uns oft Apfelkuchen.

مادرم اغلب برای ما پای سیب می پزد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #5433470), cojiluc (fa #8142209), tatoeba.org
  2. ۲: MUIRIEL (de #236459), AsliAbbasi (fa #1527138), tatoeba.org
منابع و مجوزها