فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شرور

šarur[ʃæ.ɹuːɹ]

böse
صفت تفضیلی:
böser
صفت عالی:
am bösesten
صفت

مثال با böse

۱Die Welt ist böse.

دنیا بی‌رحم است.

صفت

  • شرورšarur[ʃæ.ɹuːɹ](intending to harm)(evil or mischievous)
  • بدbadبَد[bæd̪̥](evil, wicked)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خشمگینxašmginخَشمگین[xæʃm.ɡʲiːn](displaying anger)تأییدنشده
  • عصبانی'asabâniعَصَبانی[ʔæ.sæ.bɒː.niː](displaying anger)تأییدنشده
  • بدکار(intending to harm)تأییدنشده

دستور زبانِ böse

صفت

تلفظ
[ˈbøːzə]
همهٔ صورت‌ها
  • böserصفت تفضیلی
  • am bösestenصفت عالی
  • böserمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • böseمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bösesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • böseحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bösenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • böserمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bösenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • böserحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bösemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • böserحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bösemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bösenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bösenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • böseحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bösesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • böseحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • böseمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • böseمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • böseخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bösenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bösenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bösenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bösenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bösenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bösenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bösenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bösenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bösenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bösenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • böseحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • böseحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bösenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • böserمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • böseمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • bösesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • bösenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • bösenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bösenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bösenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • bösenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • bösenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bösenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bösenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • bösenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • bösenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • böseحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bösesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • bösenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • bösererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • bösereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • böseresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • bösereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • böserenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • bösererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • böserenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • bösererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • böseremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • bösererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • böseremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • böserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • böserenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • bösereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • böseresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • bösereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • bösereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • bösereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • bösereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • böserenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • böserenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • böserenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • böserenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • böserenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • böserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • böserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • böserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • böserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • böserenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • bösereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • bösereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • böserenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • bösererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • bösereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • böseresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • böserenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • böserenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • böserenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • böserenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • böserenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • böserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • böserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • böserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • böserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • böserenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • bösereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • böseresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • böserenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • bösesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bösesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bösestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bösesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • bösestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bösesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bösestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bösesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • bösestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bösesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bösestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bösestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • bösestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bösesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bösestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bösesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • bösesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bösesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bösesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bösestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bösestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bösestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bösestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bösestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bösestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bösestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bösestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bösestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bösestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bösesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bösesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bösestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bösesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • bösesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • bösestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • bösestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • bösestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bösestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bösestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • bösestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • bösestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bösestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bösestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • bösestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • bösestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bösesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bösestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • bösestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

۱Die Welt ist böse.

دنیا بی‌رحم است.

۲Lieber Brot mit Wasser essen, als mit einer bösen Frau leben.

نان با آب خوردن بهتر از زندگی با یک زن بدجنس است.

۳Ich hatte keine böse Absicht.

من هیچ نیت بدی نداشتم.

۴Geld ist ein guter Diener und ein böser Herr.

پول یک خدمت‌گذار خوب و یک سرور بد طینت است.

۵Böser Nachbar bedeutet ewiger Krieg.

همسایهٔ بدجنس به معنی جنگ ابدی است.

۶Ein Tag genügt, um festzustellen, dass ein Mensch böse ist; man braucht ein Leben, um festzustellen, dass er gut ist.

برای واقف شدن به اینکه یک آدم بدجنس است یک روز کافیست؛ برای واقف شدن به اینکه او خوب است، یک عمر لازم است.

۷auf jem. böse sein

از کسی دلگیر بودن

تأییدنشده

۸er hat sich böse verrechnet

او بدجوری اشتباه کرد

تأییدنشده

۹Sie muss böse auf mich sein.

او باید از من عصبانی باشد.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۱۰Sie muss böse mit mir sein.

او باید از من عصبانی باشد.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #1222774), cojiluc (fa #8599813), Tatoeba
  2. ۲: Esperantostern (de #5198404), cojiluc (fa #8181274), Tatoeba
  3. ۳: Esperantostern (de #4735701), cojiluc (fa #6977392), Tatoeba
  4. ۴: Esperantostern (de #1437625), cojiluc (fa #7547905), Tatoeba
  5. ۵: Esperantostern (de #2167677), cojiluc (fa #6961021), Tatoeba
  6. ۶: Esperantostern (de #2289763), cojiluc (fa #8107946), Tatoeba
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: Esperantostern (de #1164094), mahdiye (fa #754454), Tatoeba
  10. ۱۰: Esperantostern (de #829022), mahdiye (fa #754454), Tatoeba
منابع و مجوزها