فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بل گرفتن

تأییدنشده

ausnutzen فعل

فعل

  • بل گرفتن(To eagerly seize an opportunity)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • استفاده کردنestefâde kardanاِستِفاده کَردَن[ʔes.t̪ʰe.fɒː.d̪é kʰʲæɹ.d̪ǽn]تأییدنشده
  • مستفید شدنمُستَفید شُدَنتأییدنشده
  • استفادن(to exploit)تأییدنشده

دستور زبانِ ausnutzen

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯sˌnʊt͡sn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • ausgenutztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • auszunutzenمعلوم، extended، مصدر
  • ausnutzendمعلوم، participle، حال
  • ausgenutztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • auszunutzendergerundive، participle
  • auszunutzendegerundive، participle
  • nutz ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nutze ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nutzt ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • nutze ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • nutze ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausnutzeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • ausnutzeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • nutzt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nutzest ausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausnutztمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausnutzestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • nutzt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • nutze ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ausnutztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausnutzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nutzen ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • nutzen ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • nutzt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • nutzet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ausnutztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausnutzetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • nutzen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • nutzen ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • nutzte ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • nutzte ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausnutzteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • ausnutzteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nutztest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • nutztest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausnutztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausnutztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nutzte ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • nutzte ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausnutzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausnutzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nutzten ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • nutzten ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ausnutztenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • ausnutztenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nutztet ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • nutztet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ausnutztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausnutztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nutzten ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • nutzten ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausnutztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausnutztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auszunutzendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszunutzendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszunutzendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszunutzendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • auszunutzendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • auszunutzendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszunutzendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszunutzendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszunutzendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Verwirrung stiften und ausnutzen

آب را گل آلود می کند ماهی بگیرد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها