اندازه گرفتن
تأییدنشده
andâze gereftan[ʔæn̪.d̪ɒː.ze ɡʲe.ɹef.t̪ʰǽn]
ausmessen فعل
فعل
- اندازه گرفتنandâze gereftanاَندازه گِرِفتَن[ʔæn̪.d̪ɒː.ze ɡʲe.ɹef.t̪ʰǽn]تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- پیمایش نمودنپِیمایِش نِمودَنتأییدنشده
دستور زبانِ ausmessen
فعل
- تلفظ
- [ˈaʊ̯sˌmɛsn̩]
همهٔ صورتها
- ausgemessenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- auszumessenمعلوم، extended، مصدر
- ausmessendمعلوم، participle، حال
- ausgemessenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- auszumessendergerundive، participle
- miss ausمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- messt ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- messe ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- messe ausمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ausmesseمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- ausmesseمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- misst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- messest ausمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ausmisstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- ausmessestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- misst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- messe ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- ausmisstمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- ausmesseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- messen ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- messen ausمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- messt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- messet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- ausmesstمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- ausmessetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- messen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- messen ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- maß ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- mäße ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ausmaßمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- ausmäßeمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- maßest ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- maßt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- mäßest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ausmaßestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- ausmaßtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- ausmäßestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- maß ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- mäße ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ausmaßمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- ausmäßeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- maßen ausمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- mäßen ausمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- ausmaßenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- ausmäßenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- maßt ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- mäßet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- ausmaßtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- ausmäßetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- maßen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- mäßen ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ausmaßenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- ausmäßenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- auszumessendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
- auszumessendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszumessendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
- auszumessendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
- auszumessendegerundive، حالت نهادی، جمع
- auszumessendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszumessendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszumessendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- auszumessendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- auszumessendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- auszumessendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- auszumessendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- auszumessendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- auszumessendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
مثالها
Können Sie die Länge ausmessen?
آیا میتوانی طول را اندازه بگیری؟
ترجمهٔ غیرمستقیم
Kannst du die Länge ausmessen?
آیا میتوانی طول را اندازه بگیری؟
ترجمهٔ غیرمستقیم
منابع و ارجاعها
- ۱: Tamy (de #1921050), cojiluc (fa #8271205), tatoeba.org
- ۲: Tamy (de #1921051), cojiluc (fa #8271205), tatoeba.org
منابع و مجوزها