فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قرض گرفتن

تأییدنشده

ausleihen فعل

فعل

  • قرض گرفتنقَرض گِرِفتَن(receive temporarily)تأییدنشده

دستور زبانِ ausleihen

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯sˌlaɪ̯ən]
همهٔ صورت‌ها
  • ausgeliehenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • auszuleihenمعلوم، extended، مصدر
  • ausleihendمعلوم، participle، حال
  • auszuleihendergerundive، participle
  • leih ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • leihe ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • leiht ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • leihe ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • leihe ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausleiheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • ausleiheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • leihst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • leihest ausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausleihstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausleihestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • leiht ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • leihe ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ausleihtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausleiheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • leihen ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • leihen ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • leiht ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • leihet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ausleihtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausleihetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • leihen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • leihen ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • lieh ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • liehe ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausliehمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • auslieheمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • liehst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • liehest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausliehstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausliehestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lieh ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • liehe ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausliehمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auslieheمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • liehen ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • liehen ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ausliehenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • ausliehenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lieht ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • liehet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ausliehtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausliehetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • liehen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • liehen ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausliehenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausliehenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausgeliehenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، reflexive
  • mir ausleiheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، reflexive، مفرد، subordinate clause
  • mir ausleiheمعلوم، اول‌شخص، حال، reflexive، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • sich ausleiheمعلوم، حال، reflexive، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auszuleihendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • auszuleihendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszuleihendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • auszuleihendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • auszuleihendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • auszuleihendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszuleihendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszuleihendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszuleihendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • auszuleihendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • auszuleihendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszuleihendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszuleihendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszuleihendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

ich hatte mir das Auto zum Fahren ausgeliehen

ماشین را به رانندگی عاریه گرفتم

Darf ich mir den Fön ausleihen?

می‌تونم سشوار رو قرض بگیرم؟

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #8115719), Hassan66 (fa #8961593), tatoeba.org
منابع و مجوزها