فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خالی شدن

تأییدنشده

auslaufen فعل

فعل

  • خالی شدنخالی شُدَنتأییدنشده

دستور زبانِ auslaufen

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯sˌlaʊ̯fn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • ausgelaufenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • auslaufenمعلوم، مصدر، حال
  • auszulaufenمعلوم، extended، مصدر
  • auslaufendمعلوم، participle، حال
  • ausgelaufenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • auszulaufendergerundive، participle
  • lauf ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • laufe ausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lauft ausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • laufe ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • laufe ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • auslaufeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • auslaufeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • läufst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • laufest ausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ausläufstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • auslaufestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • läuft ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • laufe ausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ausläuftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auslaufeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • laufen ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • laufen ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • auslaufenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • auslaufenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • lauft ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • laufet ausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • auslauftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • auslaufetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • laufen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • laufen ausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • auslaufenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auslaufenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • lief ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • liefe ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausliefمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • ausliefeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • liefst ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • liefest ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ausliefstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ausliefestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lief ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • liefe ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausliefمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausliefeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • liefen ausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • liefen ausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ausliefenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • ausliefenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lieft ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • liefet ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • auslieftمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ausliefetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • liefen ausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • liefen ausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ausliefenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ausliefenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auszulaufendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • auszulaufendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszulaufendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • auszulaufendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • auszulaufendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • auszulaufendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszulaufendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszulaufendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszulaufendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • auszulaufendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • auszulaufendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • auszulaufendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszulaufendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • auszulaufendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

مثال‌ها

Mir ist Wasser über meine Tastatur ausgelaufen. Ich muss eine neue kaufen.

من روی صفحه کلیدم آب ریختم. باید یک جدیدش را بخرم.

verjüngen, an der Spitze auslaufen

باریک شدن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Vortarulo (de #2252507), cojiluc (fa #7447571), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها